یعنی چه
این ترکیب وصفی در زبان فارسی برای توصیف فرد یا سیستمی به کار میرود که از سلامت کامل، استقامت بدنی بالا و توانایی مواجهه با سختیها یا بیماریها برخوردار است.
تلفظ
تلفظ این عبارت به صورت [bon-ye-ye ghavi] است که واژه اول با ضمه ب و سکون نون، و واژه دوم با فتح قاف و واو تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی چون تنومند، تندرست، خوشبنیه یا قویبنیه به عنوان هممعنی استفاده میشوند و عبارت اصلی دقیقاً ۷ حرف دارد.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن این مفهوم از ترکیب صفت و مضافالیه استفاده میشود که به ساختار محکم بدن اشاره دارد.
به فارسی
واژههای خالص فارسی یا ترکیبات متداول آن شامل تندرست، زورمند، پرزور و خوشنهاد است که بر قدرت طبیعی مزاج و جسم دلالت میکنند.
در قرآن
عبارت «بنیه قوی» به صورت مستقیم در متن قرآن نیست؛ با این حال ریشه «ب-ن-ی» در واژههایی مانند «بُنْیانٌ مَرْصُوصٌ» (ساختمان استوار) و ریشه «ق-و-ی» در توصیفاتی مانند «إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الْأَمِینُ» (در وصف حضرت موسی به عنوان فردی نیرومند و امین) به کار رفته است.
نماد چیست
این اصطلاح صفت توصیفی است و نماد اسطورهای یا ملی خاصی ندارد، اما در ادبیات و تداول عامه نمادی از کارگر توانمند، سپاه استوار، بدن آماده و جامعه پایدار به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل بنیه قوی
ترکیب وصفی «بنیه قوی» از دو واژه با ریشه عربی (بنی و قوی) ساخته شده و در زبان فارسی به معنای داشتن ساختار بدنی یا وجودی سالم، محکم و پرقدرت است. این اصطلاح هم برای توصیف فیزیک انسان و هم به صورت استعاری برای سیستمها و ساختارهای پایدار و مقاوم استفاده میشود.
از نظر واژهشناسی، ریشه اول به آفرینش، نهاد و بنیاد اشاره دارد و جزء دوم بر قدرت و استحکام دلالت میکند؛ بنابراین تقابل اصلی آن در زبان فارسی واژههایی چون ضعیفالبنیه، سست و کمبنیه است.