یعنی چه
این ترکیب از دو واژه «بهایم» (جمع بهیمه به معنی چهارپایان و ستوران اهلی) و «سباع» (جمع سَبُع به معنی حیوانات وحشی و درندهخو) تشکیل شده است. در ادبیات اخلاقی و عرفانی، این اصطلاح اشاره به ابعاد حیوانی وجود انسان یعنی شکمبارگی و شهوت (صفت بهایم) و خشم و درندهخویی (صفت سباع) دارد.
تلفظ
تلفظ دقیق این عبارت به صورت [بَ هـا ئِ مْ وَ سِ با عْ] است. واژه اول دارای همزه مکسور و واژه دوم با سین مکسور خوانده میشود.
در جدول
در مسابقات شرح در متن و جدول کلمات متقاطع، عبارت «بهایم و سباع» به عنوان کلید برای پاسخهای ۱۰ حرفی استفاده میشود. همچنین لغات مترادفی چون «دد و دام» یا «وحوش و ستوران» نیز ممکن است مد نظر طراح جدول باشند.
به انگلیسی
برای ترجمه این مفهوم اصطلاحی در متون کهن، از ترکیب واژگان مربوط به دامهای اهلی در کنار حیوانات گوشتخوار و مهاجم استفاده میشود.
به عربی
این عبارت اصالتاً ساختاری عربی دارد و در متون فقهی، لغوی و فلسفی عرب به همین صورت برای تفکیک حیوانات گیاهخوار اهلی از جانوران گوشتخوار چنگالدار به کار میرود.
به فارسی
معادلهای اصیل و دقیق فارسی برای این ترکیب عبارتند از: «دد و دام»، «چارپایان و جانوران درنده» و «وحوش و ستوران». در شعر فارسی معمولاً از تعبیر دد و دام برای بیان همین مقصود استفاده میشود.
در قرآن
ترکیب کامل «بهایم و سباع» به این شکل در قرآن نیامده است، اما واژگان مفرد آنها به طور جداگانه ذکر شدهاند. کلمه «بَهِیمَة» در عبارت «بَهِیمَةُ الْأَنْعَامِ» (آیه ۱ سوره مائده) به معنی چهارپایان حلالگوشت و واژه «سَّبُع» (آیه ۳ سوره مائده) در بحث محرمات گوشتی به معنی حیوان درنده به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل بهایم و سباع
عبارت «بهایم و سباع» یک ترکیب عطفی برگرفته از زبان عربی است که در نظم و نثر کلاسیک فارسی کاربرد فراوانی دارد. این اصطلاح در معنای لغوی خود به دو گروه اصلی جانوران اشاره دارد؛ «بهایم» که شامل چهارپایان اهلی و گیاهخوار مانند گاو و گوسفند است و «سباع» که جانوران درنده، گوشتخوار و چنگالدار مانند شیر و گرگ را در بر میگیرد. در حقیقت، این ترکیب تمام چرخهی حیات حیوانی روی زمین را پوشش میدهد.
در ادبیات اخلاقی، عرفانی و فلسفی ایران، این عبارت صرفاً جنبه جانورشناسی ندارد، بلکه به عنوان کنایه و نمادی از امیال پست و حیوانی درون انسان استفاده میشود. حکما صفات بهایم را نماد «شهوت»، شکمبارگی و بیانگیزه بودن نسبت به امور معنوی میدانند و صفات سباع را نماد «غضب»، درندهخویی، خشم و آزار رساندن به دیگران قلمداد میکنند.
تعدیل این دو قوه (شهوت و غضب) و هدایت آنها توسط قوه عاقله، تفاوت اصلی انسان با بهایم و سباع محسوب میشود؛ چنانکه در متون کهن از جمله آثار سعدی شیرازی آمده است، اگر انسان کنترل خود را به دست غضب و شهوت بسپارد، مرتبهای فروتر از این حیوانات خواهد یافت و اگر عقل را حاکم کند، از ملائک فراتر میرود.