یعنی چه
«بیارزد» صورت صرفی و ادبی از فعل «ارزیدن» است که در متون کهن و ادبی به معنای داشتن ارزش مادی یا معنوی، لایق بودن و به صرفه بودن به کار میرود.
تلفظ
تلفظ این واژه در حالت مضارع التزامی به صورت [be.jār.zad] است که از پیشوند استمراری/التزامی «بـ» و فعل «ارزد» تشکیل شده است.
در جدول
در پاسخ به سوالات جدول کلماتی مانند ارزیدن، ارزش داشتن یا شایسته بودن، این واژه دقیقاً ۶ حرف دارد.
به انگلیسی
برای بیان این مفهوم در زبان انگلیسی از عباراتی که ارزش مادی یا معنوی و شایستگی را میرسانند استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی افعالی که بر استحقاق، ارزش مادی یا شایستگی دلالت دارند به عنوان معادل این واژه قرار میگیرند.
به فارسی
معادلات خالص و سره فارسی این واژه شامل عباراتی چون «ارزش داشتن» و افعالی نظیر «سزد» و «ارزد» است که در زبان امروزی بیشتر به صورت «میارزد» کاربرد دارد.
نماد چیست
این واژه به عنوان یک فعل ساختاری، نماد تصویری خاصی ندارد؛ اما در شعر و نثر فارسی نمادی از ارزیابی ارزشها، تحمل سختیها در برابر پاداش بزرگ و شایستگی اخلاقی است؛ مانند عبارت «این رنج بیارزد» که یعنی این سختی ارزشش را دارد.
جمعبندی و توضیح کامل بیارزد
واژهٔ «بیارزد» یک صورت فعل کهن و ادبی از مصدر «ارزیدن» است که در وجه مضارع التزامی یا بیان امکان و شایستگی به کار میرود. این کلمه زمانی استفاده میشود که بخواهیم بگوییم چیزی ارزش مادی، معنوی یا اخلاقی لازم را دارد و یا کار و رنجی سزاوار انجام دادن است. در زبان معیار امروز، این واژه کمتر به این شکلِ ساختاری به کار میرود و جای خود را به ترکیباتی مثل «میارزد» یا «ارزش دارد» داده است.
از نظر ریشهشناسی، این کلمه به زبان پارسی میانه (پهلوی) و واژه arzīdan برمیگردد که ریشه در دوران هندواروپایی دارد و همواره مفهوم بها، ارزش و روشن بودن مرتبه یک چیز را با خود حمل کرده است. بررسی مترادفهایی چون سزد و ارزد، و متضادهایی مانند نیرزد، جایگاه این واژه را در تعیین بهای مادی و معنوی امور در فرهنگ زبانی فارسی نشان میدهد.