یعنی چه
بیوجدان به شخصی گفته میشود که وجدان اخلاقی ندارد یا به قطبنمای درونی خود برای تشخیص کار درست از نادرست توجهی نمیکند. چنین فردی معمولاً بدون احساس گناه، دست به کارهای غیراخلاقی یا ناپسند میزند.
تلفظ
این کلمه از دو بخشِ پیشوند نفی «بی» و واژهٔ «وجدان» تشکیل شده و به صورت بیوَجدان تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ اصلی برای این مفهوم خود واژهٔ «بی وجدان» با ۷ حرف است. بسته به تعداد حروف، جایگزینهایی مانند بیانصاف یا بیمروت نیز کاربرد دارند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژگانی نظیر Unscrupulous به معنای بیپروای اخلاقی و Conscienceless به معنای فاقد وجدان، دقیقترین معادلها هستند.
به عربی
در زبان عربی برای رساندن این مفهوم از ترکیب «عدیم الضمیر» یعنی کسی که ضمیر و وجدانی ندارد استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی با اضافه کردن پسوند نفی «سیز» به واژهٔ وجدان، کلمهٔ Vicdansız ساخته میشود که دقیقاً همان معنا را میدهد.
به فارسی
معادلهای اصیل و خالص فارسی یا ترکیبهای متداول آن شامل بیانصاف، بیمروت، سنگدل، ناپاکدل و خداترسنبودن است که همگی دلالت بر دوری از ملاکهای اخلاقی دارند.
نماد چیست
این کلمه یک مفهوم انتزاعی است و نماد فیزیکی یا اسطورهای رسمی ندارد؛ اما در ادبیات و هنرهای نمایشی معمولاً نماد سنگدلی، فساد اخلاقی، حیلهگری و بیرحمی به شمار میرود و گاه با چهرههای ماسکدار یا سایههای تاریک تصویر میشود.
جمعبندی و توضیح کامل بی وجدان
واژهٔ «بیوجدان» یک صفت مرکب ترکیبی در زبان فارسی است که از پیشوند نفی «بی» و واژهٔ عربی «وجدان» (از ریشه و-ج-د به معنی یافتن و درک کردن) ساخته شده است. وجدان در فرهنگ فارسی به عنوان قطبنما یا ندای درونی انسان برای تشخیص رفتارهای درست از نادرست شناخته میشود و در نتیجه، شخص بیوجدان کسی است که این ندای درونی را خاموش یا نادیده فرض کرده است.
این اصطلاح بار معنایی بسیار منفی در جامعه و ادبیات دارد و به رفتارهایی اشاره میکند که با معیارهای اولیه مروت، انصاف و حقوق انسانی همخوانی ندارند. اگرچه این واژه به صورت مستقیم در متن قرآن نیامده است، اما مفاهیمی همچون قساوت قلب، ظلم و فسق در لایههای اخلاقی با آن همپوشانی دارند.
در نهایت، بیوجدان بودن نشاندهنده یک بحران اخلاقی در فرد است که باعث میشود بدون حس همدلی یا تجربه کردنِ احساس گناه، به دیگران یا جامعه آسیب برساند. این واژه در تمام زبانها با تعابیر مشابهی که بر فقدان اصول یا ضمیر انسانی دلالت دارند، معادلسازی شده است.