یعنی چه
واژه «جبار» از صفات مبالغه و اسماء مبارک خداوند است که دو وجه معنایی عمیق دارد؛ نخست از ماده «جَبر» به معنی اصلاح، پیوند زدن و ترمیم شکستگیهاست که یعنی خداوند فقر، نقص و دلشکستگی بندگانش را جبران میکند. دوم به معنی علو مرتبه، عظمت و نفوذ اراده مطلق است، به گونهای که هیچ قدرتی بر او غالب نمیشود و او مقتدر و شکستناپذیر است.
تلفظ
این کلمه در زبان عربی و فارسی با فتح حرف جیم، تشدید و الف کشیده روی حرف باء و سکون حرف راء به صورت [جَبْ - بار] تلفظ میشود.
به انگلیسی
در ترجمه مفاهیم اسلامی به زبان انگلیسی، برای رساندن مفهوم اقتدار و اراده نافذ از 'The Compeller'، برای وجه رحمت و ترمیمکنندگی از 'The Restorer' و برای بیان حاکمیت شکستناپذیر از 'The Absolute Sovereign' استفاده میشود.
به فارسی
در برگردانهای فارسی قرآن و متون کلامی، این اسم به صورتهای «جبرانکننده شکستگیها»، «اصلاحگر»، «پناه دلشکستگان» و «توانای قاهر و مسلط» معنا شده است.
در قرآن
نام «جبار» به عنوان یکی از اوصاف الهی تنها یک بار در آیه ۲۳ سوره مبارکه حشر در ترکیب «العزیز الجبار المتکبر» ذکر شده است. البته مشتقات دیگر این واژه به صورت «جبارین» یا «جباراً» برای انسانهای سرکش و ستمگر نیز در آیات دیگر قرآن به کار رفته که معنایی کاملاً متفاوت و سلبی دارد.
نماد چیست
در فرهنگ عرفانی و معارف اسلامی، اسم جبار نماد دو وجه به ظاهر متضاد یعنی «جلال» و «جمال» است؛ از یک سو اقتدار و هیبت الهی را در برابر ظالمان نشان میدهد و از سوی دیگر، نماد امید، رحمت و دستگیری از بندگان ناتوان و دلشکسته است، همانطور که در دعاها آمده: «یا جابِرَ عَظْمٍ کَسِیرٍ» (ای پیونددهنده استخوان شکسته).
جمعبندی و توضیح کامل اسم جبار خداوند
با تدبر و امعان نظر در ابعاد ششگانه پیشگفته، به این حقیقت آشکار دست مییابیم که اسم مبارک «جبار» یکی از عمیقترین، شگفتانگیزترین و پرفروغترین اسماء الحسنی و صفات باریتعالی است که ریشه در زبان عربی و ساختار ثلاثی مجرد (ج-ب-ر) دارد و شناخت عمیق آن میتواند دگرگونی ژرفی در نگرش توحیدی انسان ایجاد کند. بر خلاف تصورات سطحی و رایج که واژه جبار را صرفاً مایه هراس، دلهره و به معنی زورگو، مکرِه یا اجبارکننده تام میپندارند، این نام شریف در کاربرد الهی و ساحت ربوبی خود دارای دو لایه معنایی همافزا و بسیار لطیف است که یکی بر پایه رحمت و تجدید حیات استوار است و دیگری بر عظمت و نفوذ اراده. لایه نخست که تجلیبخش مهر بیکران الهی است، به معنای ترمیمکننده، مصلح، مایه آرامش و جبرانکننده تام و تمام کاستیها است؛ یعنی همان ذات ذوالجلالی که بندگان دلشکسته را پناه میدهد، استخوانهای شکسته را جوش میدهد و فقر، فاقه، ناکامیها و گسستهای مادی و معنوی آنان را به غنا، موفقیت و پیوستگی تبدیل میکند. لایه دوم معنایی آن که مکمل لایه نخست است، به علو مرتبه، عظمت، شکستناپذیری، قاهریت مطلقه و نفوذ اراده تخلفناپذیر حقتعالی بر کل جهان آفرینش اشاره دارد، به گونهای که هیچ ارادهای را یارای مقاومت در برابر خواست او نیست و دست تقدیرش بر تمام مقدرات حاکم است.
از منظر صرفی و ساختار کلامی و زبانی، واژه جبار بر وزن فعال، صفت مبالغه است که بر دوام، استمرار، اصالت و کثرت بیپایان این صفات در ذات لایزال الهی دلالت میکند و نشان میدهد که خداوند به طور مداوم و در هر لحظه در حال جبران خرابیها و اعمال اراده حکیمانه خود است. در کاربرد واقعی و ساحت زیست موحدانه، وقتی انسان در تنگناهای سخت زندگی، شکستهای سهمگین روحی، بنبستهای مادی یا مصائب خردکننده قرار میگیرد، با تمسک خالصانه به این اسم و تلاوت آن، از خداوند میخواهد که نقصهایش را جبران کند و بر زخمهایش مرهم بگذارد. برای نمونه در جملات، مناجاتها و ادعیه مأثور و روایات اصیل منقول از اهل بیت، عبارتهایی نظیر «ارحم قلبی المنکسر واجبر کَسری» به چشم میخورد که به زیبایی هرچه تمامتر نشاندهنده کاربرد دقیق این مفهوم در استعانت از صفت جبرانکنندگی خداوند برای ترمیم قلبهای شکسته، رفع پریشانی احوال و اصلاح امور بندگان است و امید به زندگی را در دلها زنده نگه میدارد.
تفاوت بسیار ظریف و بنیادینی میان اسم «جبار» با واژههای همردیف و نزدیک مانند «قهار» یا «مقتدر» وجود دارد که توجه به آن مانع از لغزشهای کلامی میشود. در حالی که صفت قهار صرفاً بر غلبه، تسلط، در هم کوبیدن قدرت سرکشان و مقهور ساختن دشمنان حق دلالت دارد، در واژه جبار نوعی مهر، تدبیر، اصلاحگری و سازندگی نهفته است که حتی در وجه قاهریت و اعمال قدرت آن نیز تربیت مخلوقات و سامان دادن به امور خلقت موج میزند. همچنین، واژه مقتدر عموماً به توانایی بیپایان و قدرت فائقه بر انجام هر کاری بدون هیچ مانعی اشاره میکند، اما جبار به نفوذ حتمی، تخلفناپذیر و روان اراده الهی و در عین حال، به جنبه ترمیم، بازسازی، رفع نواقص و اصلاح خرابیها و کاستیهای موجود در عالم خلقت توجه دارد و پیوندی استوار میان قدرت و رحمت برقرار میسازد.
بزرگترین و شایعترین برداشت اشتباه و کجفهمی که در طول تاریخ درباره این نام شریف به وجود آمده، خلط معنای الهی و توحیدی آن با کاربرد انسانی، عرفی و اخلاقیاش است. در ادبیات عامه، مکالمات روزمره و حتی در آیات متعددی از قرآن کریم، هرگاه واژه جبار برای انسانها و حاکمان زمینی به کار رفته است (مانند عبارت قوم جبارین یا جباراً عصیا)، مصداق بارز تکبر، سرکشی، ستمگری، نپذیرفتن حق، خودرایی و پایمال کردن حقوق ضعفا است که صفتی مذموم و ناپسند شمرده میشود. اما در ساحت پاک ربوبی، از آنجا که خداوند مالک حقیقی، خالق مطلق و مدبر واقعبین هستی است، تجبر او به هیچ روی به معنای ستم، خودخواهی یا بی عدالتی نیست، بلکه عین عدالت، محض حکمت، مصلحت عامه و برتری مطلقی است که مانع از تاثیرگذاری ارادههای باطل، آشوبطلب و شیطانی بر نظم متقن آفرینش میشود و کائنات را در مسیر صحیح خود هدایت میکند.
در نهایت، یک نکته فرهنگی، تربیتی و کاربردی بسیار مهم در خصوص این نام مبارک، تجلی و انعکاس عملی آن در اخلاق، رفتار و روان مؤمنان و سالکان راه حق است. علمای بزرگ اخلاق و عارفان سترگ معتقدند انسان زمانی میتواند به معنای واقعی مظهر و آینه این اسم الهی در زمین شود که در جامعه نقش «جابر» یا همان جبرانکننده، التیامبخش و تسلیدهنده را ایفا کند؛ به این معنا که با حمایت مادی و معنوی از مستمندان، دلجویی از یتیمان، دستگیری از شکستخوردگان اقتصادی و عاطفی، و بخشیدن مرهم به دردهای روحی، فکری و جسمی همنوعان خود، تجلیبخش صفت جبار بودن خداوند در مرتبه امکانی باشد. از سوی دیگر، فرد مؤمن باید در برابر مستکبران، ستمگران و طاغوتهای زمانه، صلابت، عزت، نفوذناپذیری و اقتدار حق را به نمایش بگذارد تا از این طریق، تعادل میان رحمت و قاطعیت را که حقیقت اسم جبار است، در سبک زندگی خود پیادهسازی نماید و به کمال انسانی دست یابد.