یعنی چه
تأویلپذیر به متن، سخن یا نشانهای گفته میشود که معنای ظاهری آن قطعی نیست و میتوان با عبور از ظاهر، به معانی باطنی، عمیقتر و متعددی دست یافت.
تلفظ
این واژه از دو بخش «تأویل» (با سکون همزه) و پسوند فاعلی «پذیر» تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه دقیقاً ۹ حرف دارد و به عنوان صفت برای عبارات چندمعنا یا مبهم به کار میرود.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، از واژههایی مانند Ambiguous برای متون مبهم یا Exegetical برای تفسیر متون دینی نیز استفاده میشود.
به عربی
در متون بلاغی و فقهی عربی، برای عباراتی که نص صریح نیستند از این ترکیبات استفاده میشود.
به فارسی
واژههای مترادف فارسی یا پرکاربرد در زبان فارسی شامل «تأویلشدنی»، «رمزگشاییشدنی» و «چندبعدی» است. متضادهای آن نیز «صریح»، «نص»، «تکمعنایی» و «تأویلناپذیر» هستند. این کلمه از ریشه عربی «أول» (بازگشت به اصل) و پسوند فارسی «پذیر» (از پذیرفتن) ساخته شده است.
در قرآن
خود ترکیب صفت «تأویلپذیر» در متن قرآن نیامده است، اما واژهٔ «تأویل» ۱۷ بار در قرآن به کار رفته است. به ویژه در آیه ۷ سوره آلعمران، آیات قرآن به دو دسته محکم و متشابه تقسیم میشوند که آیات متشابه ذاتاً تأویلپذیر هستند و حقیقت عمیق آنها را جز خدا و راسخون در علم کسی نمیداند.
نماد چیست
برای این واژه انتزاعی نماد باستانی ثبتشدهای وجود ندارد؛ اما در ادبیات و نمادشناسی مدرن، مفاهیمی مانند «کوه یخ» (که بخش اعظم آن پنهان است) یا «کلاف و گره» استعارهای از متون تأویلپذیر و نیازمند رمزگشایی هستند.
جمعبندی و توضیح کامل تاویل پذیر
واژهٔ «تأویلپذیر» یک صفت ترکیبیِ ساختهشده از مصدر عربی تأویل و پسوند فاعلی فارسی است. این عبارت در حقیقت به هر نوع متن، سخن، اثر هنری یا نشانهای اشاره دارد که تکبعدی نبوده و ظاهر آن تمامِ حقیقتش را بازگو نمیکند. در نتیجه، مخاطب برای درک حقیقت آن باید از معنای اولیه عبور کرده و به لایههای پنهان دست یابد.
این مفهوم کاربرد گستردهای در علوم قرآنی (در بحث آیات متشابه)، فلسفه، عرفان و نقد ادبی دارد. متون تأویلپذیر بر خلاف متون صریح و قطعی، به ذهن مخاطب پویایی میبخشند و اجازه میدهند برداشتهای گوناگون و متناسب با سطوح مختلف معرفتی از آنها صورت گیرد.