یعنی چه
این واژه به معنای «شما را پدید میآوریم»، «شما را دوباره خلق میکنیم» یا «شما را در وضعیتی جدید رشد و نمو میدهیم» است. در فرهنگ واژگان قرآنی و متون دینی، این عبارت به توانایی و اراده الهی بر بازآفرینی انسانها، تغییر شکل حیات آنها و برانگیختنشان در جهان آخرت (معاد) دلالت دارد.
تلفظ
تلفظ دقیق این کلمه به صورت «نُنشِئُکُم» است که در آن نون اول دارای ضمه، نون دوم ساکن، شین دارای کسره، همزه دارای ضمه و کلم اول دارای ضمه و میم آخر ساکن است.
به انگلیسی
در ترجمههای انگلیسی متون اسلامی و قرآنی، این واژه بیشتر با افعالی که نشاندهنده خلق مجدد، پدید آوردن و ایجاد از عدم هستند دگرگردان میشود.
به عربی
در کتب تفسیر و لغت عربی، این فعل مضارع را با افعالی نظیر خلق، ایجاد، احیاء (زنده کردن) و تبدیل تبیین میکنند که همگی به مفهوم دگرگونی خلقت اشاره دارند.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه عبارتند از: «شما را پدید میآوریم»، «شما را از نو ایجاد میکنیم»، «شما را آفرینش نوین میبخشیم» و «شما را در شکلی جدید رشد میدهیم».
در قرآن
این کلمه به طور مشخص در آیه ۶۱ سوره مبارکه واقعه آمده است: «عَلَىٰ أَنْ نُبَدِّلَ أَمْثَالَكُمْ وَنُنْشِئَكُمْ فِي مَا لَا تَعْلَمُونَ»؛ یعنی [ما قادریم] بر اینکه امثال شما را جایگزین کنیم و شما را در جهانی که از آن آگاهی ندارید بازآفرینی کنیم. این آیه مستقیماً به قدرت مطلق خداوند در برپایی رستاخیز و ایجاد نظام جدیدی از حیات اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل ننشئکم
واژه مبارک «ننشئکم» که در متون اصیل وحیانی تجلی یافته است، فراتر از یک ساختار لغوی ساده، حامل یک دکترین عمیق معرفتی، جهانشناختی و انسانشناختی است که جمعبندی دقیق آن نیازمند تبیین همهجانبه ابعاد ششگانه لغوی، ساختاری، کاربردی، تمایزاتی، اصلاحی و عملی آن است. از منظر ریشهشناسی و ساختار صرفی، این کلمه از ریشه ثلاثی مجرد «ن-ش-أ» (نشأ) اشتقاق یافته که در بنمایه خود واجد مفاهیمی چون پدید آمدن، رشد یافتن، ارتفاع گرفتن و بالندگی است. با انتقال این ماده به باب افعال، معنای آن به تعدیه متمایل شده و مفهوم ایجاد کردن، برپا داشتن، تربیت کردن و به کمال رساندن موجود را افاده میکند. حضور حرف مضارعه «نُـ» در ابتدای فعل که دال بر صیغه متکلممعالغیر (ما) است، در کنار ضمیر متصل مفعولی «کُم» (شما)، عظمت و اقتدار فاعل الهی را در فرآیند بازآفرینی به تصویر میکشد و پیوند مستقیمی میان اراده مطلقه پروردگار و صیرورت وجودی انسان برقرار میسازد، به طوری که معنای محوری آن به صورت «ما شما را پدید میآوریم و پرورش میدهیم» تجلی مییابد.
در ساحت کاربرد واقعی و سیاقشناسی آیات، این واژه صرفاً به آفرینش نخستین یا خلقت اولیه مادی اشارت ندارد، بلکه به طور ویژه در بستر تبیین نظام معاد، رستاخیز و تحولات کیفی جهان آخرت به کار رفته است. قرآن کریم از این واژه برای ترسیم نظامی بهره میبرد که در آن انسانها پس از پشت سر گذاشتن مرگ تن، در نشئه و قالبی نوین، متعالی و کاملاً متمایز از حیات مادی کنونی بازآفرینی میشوند؛ نظامی که به دلیل تفاوتهای ذاتیاش با قوانین فیزیکی دنیای ملک، برای عقل محصور در چهارچوبهای مادی، غیرقابل تصور و ناشناخته است. بررسی تفاوتهای ظریف این واژه با کلمات همسیاق نظیر «نخلقکم» (شما را میآفرینیم) یا «نوجدوکم» (شما را به وجود میآوریم) پرده از این حقیقت برمیدارد که خلقت و ایجاد عام، بیشتر بر اصل بخشیدن هستی و آغاز پدیداری دلالت دارند، در حالی که «انشاء» در ذات خود دربردارنده مفهوم رشد مستمر، تدبیر، پرورش و رساندن موجود به غایت و کمال وجودیاش است. این تمایز نشان میدهد که رستاخیز تنها به هم پیوستن دوباره ذرات خاک شده نیست، بلکه سوق دادن روح و جسم انسان به یک مرتبه وجودی برتر و ساحت نوینی از حیات است.
از سوی دیگر، توجه به دفع برداشتهای اشتباه در خصوص این واژه اهمیت حیاتی دارد. یکی از لغزشگاههای فکری، همسانپنداری مفهوم «ننشئکم» با نظریه باطل تناسخ، عود ارواح یا بازگشت دوباره انسان به همین نشئه مادی در قالبها و کالبدهای دنیوی دیگر است. مفسران و حکما با استناد به قید تفسیری «فِي مَا لَا تَعْلَمُونَ» (در آنچه نمیدانید)، این توهم را به شدت رد میکنند؛ چرا که آیه تصریح دارد این بازآفرینی در عالم و شرایطی رخ میدهد که هماکنون از دسترس دانش و تجربه تجربی انسان خارج است، یعنی انتقالی عمودی به یک جهان برتر و کاملاً متمایز، نه چرخهای افقی و تکراری در بندهای حیات مادی. نهایتاً، نکته کاربردی، عرفانی و تربیتی این واژه در تقویت نگرش تحولپذیری ذات انسان و امید به بقا نهفته است. این واژه به انسان معاصر یادآور میشود که هویت و حقیقت او محدود و محصور در این کالبد مادی و قالب تنگ دنیوی نیست، بلکه او موجودی پویا و رو به کمال است که ظرفیت پذیرش تجلیات جدیدی از حیات را در عوالم دیگر دارد. این معرفت، افق دید انسان را از پوچانگاری و هراس از نابودی فراتر برده و با اتکا به قدرت بیانتها و نوآور الهی در تجدید حیات، بذر امید، مسئولیتپذیری و تلاش برای ساختن شایسته آن نشئه برتر را در جان او میکارد.