یعنی چه
این واژه در مفهوم مادی به معنی درهمکشیدگی عضلات چهره و ابروهاست و در مفهوم کنایی و مجازی، به حالت روانیِ تلخرویی، ناپذیرا بودن اجتماعی و خشنود نبودن از یک وضعیت اشاره دارد.
تلفظ
این کلمه حاصلمصدر مركب است و به صورت turs-rūyī تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق و مستقیم برای این خانه از جدول، خود واژهٔ «ترش رویی» با ۷ حرف است. واژههای مترادفی چون عبوس و اخم نیز بسته به تعداد حروف جدول کاربرد دارند.
به انگلیسی
بسته به لحن و بافت متن، کلماتی نظیر Frowning (اخم کردن) یا Grimness نیز به عنوان معادل استفاده میشوند.
به عربی
در زبان عربی، ریشهٔ «ع ب س» دقیقترین همپوشانی معنایی را با ترشرویی دارد که در آیات قرآن کریم (مانند سوره عبس) نیز به آن اشاره شده است.
به فارسی
معادلهای اصیل و واژههای جایگزین فارسی آن شامل گندمنمای جوفروش (در حالت مجازی)، کجمداری در رفتار، و دژمرویی است. متضادهای آن نیز خوشرویی، گشادهرویی و خندهرویی هستند.
نماد چیست
در فرهنگ عامه و ادبیات سنتی، «سرکه» یا «لیموی ترش» نمادهای ترشرویی هستند. در ادبیات نمادین و تعابیر شاعرانه، «پاییز» و «ابر غلیظ و تیره» نیز به عنوان مظهر گرفتگی دل و ترشرویی روزگار به کار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل ترش رویی
واژهٔ «ترشرویی» یک صفت مرکب اتباعی و کنایی در زبان فارسی است که از ترکیب دو جزء «تُرش» (با ریشه پهلوی truš به معنی مزه حامض) و «رو» (با ریشه پهلوی rōy به معنی چهره) به همراه پسوند مصدری تشکیل شده است. این اصطلاح کنایه از صورتی است که همانند یک مادهٔ ترش، جمع شده و حالتی ناگوار و زمخت به خود گرفته است تا نشاندهندهٔ ناخشنودی یا بدخلقی فرد باشد.
در متون اخلاقی و عرفانی، ترشرویی به عنوان یک صفت ناپسند اجتماعی در برابر خوشرویی و گشادهرویی قرار میگیرد. این مفهوم در ادبیات غنی فارسی و همچنین در آموزههای دینی و قرآنی (با واژگانی چون عَبَسَ و تَوَلَّىٰ) به طور جدی مورد نکوهش قرار گرفته و از آن به عنوان عاملی برای دوری گزینی مردم و کاهش پیوندهای اجتماعی یاد شده است.