یعنی چه
عبارت «نام پیشین گرگان» به عناوینی اشاره دارد که این منطقه جغرافیایی در طول تاریخ به آنها شناخته میشده است. مهمترین و نزدیکترین نام پیشین این شهر تا سال ۱۳۱۶ خورشیدی «استرآباد» (به معنی آبادی ستاره یا منسوب به اِستر) بود. در سطوح تاریخی کهنتر، این منطقه با نام معرب «جرجان» و در دوران باستان و ایران پیش از اسلام با نام «وَرکانه» (در کتیبه بیستون) یا «هیرکانیا» (در منابع یونانی) شناخته میشد که به معنای سرزمین گرگها است.
تلفظ
نامهای پیشین این شهر به صورتهای زیر تلفظ میشوند: ۱. اَسترآباد (Astarābād) که از ترکیب اَستر (ستاره) و آباد ساخته شده است. ۲. جُرجان (Jurjān) که صورت عربیشده نام گرگان است. ۳. وَرکانه (Varkāna) که تلفظ فرس باستان این واژه است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، بسته به تعداد حروف خواستهشده، پاسخهای متعددی برای این پرسش وجود دارد. رایجترین پاسخ ۸ حرفی «استرآباد» است که نام رسمی شهر تا اواخر دوره قاجار و اوایل پهلوی بود. پاسخ ۵ حرفی «جرجان» به شهر تاریخی مجاور اشاره دارد و پاسخهای باستانی آن «ورکانه» یا «هیرکانیا» هستند.
به انگلیسی
در متون انگلیسی و اسناد تاریخی بینالمللی، بسته به دورهای که به آن اشاره میشود، از نامهای متفاوتی استفاده شده است. برای دوره صفوی تا پهلوی اول از Asterabad استفاده میشود، در حالی که در کتابهای تاریخ باستان، کل این ایالت و دریای خزر را با نام Hyrcania میشناسند.
نماد چیست
نامهای پیشین گرگان هرکدام حامل نماد متفاوتی هستند. واژه باستانی ورکانه یا هیرکانیا ریشه در واژه فرس باستان به معنی «گرگ» دارد و نمادی از حیات وحش و جنگلهای انبوه منطقه در گذشته است. از سوی دیگر، واژه استرآباد در تحلیلهای زبانی به معنی «آبادی ستاره» تعبیر شده که نمادی از درخشندگی، بخت و آبادی در فرهنگ طبری و ایرانی میانه محسوب میشود.
جمعبندی و توضیح کامل نام پیشین گرگان
بررسی ریشهشناختی و تاریخی نامهای پیشین گرگان نشان میدهد که این منطقه یکی از کهنترین کانونهای تمدنی در شمال ایران است. نام این شهر تا سال ۱۳۱۶ خورشیدی به طور رسمی «استرآباد» بود که بر اساس فرمان فرهنگستان ایران در آن زمان به «گرگان» تغییر یافت تا نام تاریخی و باستانی کل این ناحیه احیا شود. واژه استرآباد ترکیب جذابی از فرهنگهای مختلف است؛ در زبان طبری و پهلوی واژه «استر» به معنای ستاره یا اختر است و ترکیب آن با آباد، مفهوم آبادی درخشان یا آبادی ستاره را تداعی میکند، هرچند برخی مورخان به دلیل پیوندهای تاریخی دوره هخامنشی، آن را منسوب به اِستر همسر پادشاه ایران نیز دانستهاند.
از دیدگاه باستانی، نام اصلی این منطقه بسیار کهنتر از دوره اسلامی است. در کتیبه داریوش بزرگ در بیستون، از این سرزمین با نام «وَرکانه» یاد شده است. این نام در زبانهای اروپایی و یونان باستان به «هیرکانیا» تبدیل شد که حتی دریای خزر نیز در آن دوران در منابع غربی به نام «دریای هیرکانی» ثبت شده است. ریشه این لغت به واژه هندواروپایی و اوستایی «ورکا» به معنی گرگ بازمیگردد که به دلیل فراوانی این حیوان در جنگلهای انبوه طبرستان و شمال، این منطقه به «سرزمین گرگها» شهرت یافته بود. با ورود اسلام به ایران و به دلیل نبود حرف «گ» در زبان عربی، این نام معرب شد و به صورت «جرجان» درآمد که یکی از بزرگترین مراکز علمی و فرهنگی جهان اسلام در سدههای چهارم و پنجم هجری بود.
در کاربرد واقعی و اسناد تاریخی، تفاوت ظریفی میان جرجان و استرآباد وجود دارد که گاهی باعث سردرگمی مراجعان میشود. جرجان تاریخی که خرابههای آن امروزه در نزدیک شهر گنبد کاووس قرار دارد، پس از حمله مغول به کلی ویران شد و مرکزیت سیاسی و اقتصادی منطقه به شهر کوچکتری در آن نزدیکی به نام استرآباد منتقل گردید. بنابراین استرآباد جانشین برحق جرجان شد و در دوران صفویه و قاجاریه به عنوان دارالمؤمنین و یکی از شهرهای استراتژیک شمال ایران شناخته میشد. در جملات تاریخی دوره قاجار، هرگاه از حکام شمال یا پادشاهان قاجار صحبت میشود، اصطلاح «دارالایاله استرآباد» مکرراً به کار رفته است.
یک برداشت اشتباه رایج میان عموم مردم این است که برخی تصور میکنند «استر» در نام استرآباد به معنی قاطر (اَستر) است و این شهر را به معنی آبادی قاطرها تفسیر میکنند. این یک تداخل زبانی و ناشی از شباهت املایی است؛ چرا که ریشه اصلی کلمه همانطور که در متون پهلوی و طبری آمده، به معنای ستاره (Star) است که هم ریشه با واژه انگلیسی Star و واژه کردی ئەستێرە (Estere) است. تفکیک این معانی به ما کمک میکند تا ارزش فرهنگی و اسطورهای این نامگذاریهای کهن را بهتر درک کنیم.
به عنوان یک نکته کاربردی و فرهنگی، شناخت نامهای پیشین گرگان به پژوهشگران و علاقهمندان به ادبیات و تاریخ کمک میکند تا در هنگام مطالعه دیوان شاعرانی چون فخرالدین اسعد گرگانی (نویسنده ویس و رامین) یا آثار دانشمندانی چون میرداماد و میرفندرسکی که با عناوین استرآبادی یا گرگانی شناخته میشوند، پیوستگی فرهنگی این منطقه را درک کنند. این تغییر نام در دوره پهلوی اول نمونهای از سیاست ملیگرایی باستانی بود که تلاش داشت نامهای دوره اسلامی را به ریشههای اصیل ایران باستان پیوند بزند و هویت جغرافیایی منطقه را بازسازی کند.