یعنی چه
واژهٔ «جذمه» در اصل به معنای تکهٔ پارهشده، کندهٔ درخت یا باقیماندهٔ طناب و شیئی است که قطع شده باشد. این کلمه همچنین به دستهای از مردم که از اصل و قبیلهٔ خود جدا شدهاند نیز اطلاق میشود.
تلفظ
این واژه به صورت فتح جیم، سکون ذال و فتح میم (جَذْمَة) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای متقاطع، این کلمه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماهایی مثل «کنده درخت»، «تکه بریده شده» یا «باقیمانده طناب» کاربرد دارد و کلمهای ۴ حرفی است.
به انگلیسی
بسته به کاربرد واژه در متن، معادلهای انگلیسی آن به بخشهای قطعشده و کندهٔ درخت اشاره دارند.
به عربی
ریشه اصلی این واژه عربی است و در معاجم عربی به معنای قطعهای است که از اصل خود بریده و جدا شده باشد.
به فارسی
برابرهای دقیق فارسی این واژه شامل کنده (به ویژه کنده درخت)، تکه، پاره و مقطوع است.
در قرآن
عین واژهٔ «جذمه» در قرآن کریم ذکر نشده است؛ اما همخانوادهٔ آن یعنی کلمه «جُذَاذًا» (به معنی ریزریز و تکهتکه شده) در آیه ۵۸ سوره انبیاء برای توصیف بتهای درهمشکسته توسط حضرت ابراهیم (ع) به کار رفته است.
نماد چیست
در نمادشناسی و ادبیات، این واژه نشانهای از قطع ارتباط با ریشه، نقصان، از دست رفتن پیوستگی یا انقطاع نسل و تبار به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل جذمه
واژهٔ «جذمه» یک لغت کمتر رایج با ریشهٔ عربی (از ماده ج-ذ-م) در زبان فارسی است که دلالت بر بریدن، قطع کردن و جدا شدن دارد. این کلمه دقیقاً به معنای باقیماندهٔ هر چیزی است که بخش اصلی آن قطع شده باشد، مانند کندهٔ درخت یا تکهٔ باقیمانده از یک طناب بریده.
اگرچه این واژه به صورت مستقل مدخلی بسیار پرکاربرد در زبان محاورهای یا متون معاصر نیست، اما شناخت ریشهٔ آن به درک مفاهیم همخانوادهاش مانند جُذام (بیماری خوره که باعث قطع عضو میشود) و مَجذوم کمک میکند. در ادبیات نیز معمولاً به عنوان نمادی از گسستگی و دوری از اصل و تبار به کار میرود.