معنی
واژه شخصی به عنوان یک صفت نسبی، به هر چیزی اشاره دارد که منحصر به یک فرد مشخص باشد و جنبه همگانی یا اشتراکی نداشته باشد. این واژه همچنین در اصطلاحات نظامی و اداری به معنای لباس یا وضعیت غیرنظامی (پوشش معمولی و غیررسمی) در برابر پوشش سازمانی و ارتشی به کار میرود.
یعنی چه
وقتی میگوییم چیزی شخصی است، مقصود این است که آن موضوع در قلمرو حریم خصوصی و اختیارات انحصاری یک فرد قرار میگیرد؛ مانند نظرات شخصی، اموال شخصی یا حریم شخصی که از امور عمومی، اجتماعی و حکومتی تفکیک میشود.
مترادف
این واژهها در بافتهای مختلف میتوانند به جای شخصی استفاده شوند تا انحصار یک امر را به فرد نشان دهند.
متضاد
این کلمات نقطهمقابل مفهوم انحصار فردی هستند و به امور اشتراکی یا سازمانی اشاره دارند.
هم خانواده
تمامی این واژهها از ریشه سهحرفی (ش خ ص) مشتق شدهاند و به مفهوم فردیت یا آشکار بودن اشاره دارند.
ریشه
ریشه اصلی واژه عربی است. در زبان عربی، «شَخَصَ» در اصل به معنی بلند شدن، نمودار شدن و آشکار شدن چیزی از دور است که به مرور زمان برای اشاره به هیکل و اندام انسان (به دلیل نمود ظاهریاش) به کار رفته است. با ورود به زبان فارسی و ترکیب با پسوند «ـی»، صفت شخصی ساخته شده است. در قرآن کریم خود کلمه شخصی نیامده، اما ریشه آن به صورت فعل (مانند تَشْخَصُ به معنی خیره ماندن چشم از وحشت) دو بار به کار رفته است.
جمله سازی
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، واژه «شخصی» به عنوان پاسخ طراح برای راهنماهایی مثل «منسوب به فرد» یا «خصوصی» کاربرد دارد و کلمهای ۴ حرفی است.
به انگلیسی
بسته به لحن و متن جمله، از کلمات فوق برای ترجمه واژه شخصی به زبان انگلیسی استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل شخصی
واژه «شخصی» یکی از کلیدیترین مفاهیم در زبان فارسی مدرن است که مرز میان فرد و جامعه را تبیین میکند. این کلمه صفت نسبی ساخته شده از «شخص» است و اصالتاً ریشهای عربی دارد که با قواعد دستوری فارسی ترکیب شده است. کاربرد اصلی آن، متمایز کردن امور، املاک، افکار و حقوق یک فردِ به خصوص از پهنه عمومی و اشتراکی جامعه است.
در دنیای امروز، مفهوم شخصی با واژههایی چون «حریم خصوصی» و «استقلال فردی» گره خورده و آیکونهایی مانند قفل یا پیکره انسان مجازاً نماد آن شدهاند. علاوه بر این، کلمه شخصی در اصطلاحات روزمره نظامی و اداری نیز کاربردی ویژه دارد و برای توصیف پوشش یا وضعیت غیرنظامی و غیررسمی افراد به کار میرود که نشاندهنده ابعاد متنوع این واژه در زبان فارسی است.