معنی
واژهٔ دشوار به هر کار، موقعیت یا مفهومی اطلاق میشود که انجام، درک یا تحمل آن به انرژی، زمان و تلاش زیادی نیاز دارد و در تضاد کامل با سادگی و آسانی است.
یعنی چه
وقتی میگوییم کاری دشوار است، یعنی موانع و چالشهای متعددی در مسیر آن وجود دارد که مانع از پیشرفت سریع و بیدردسر میشود و نیازمند صبوری و مداومت است.
مترادف
این کلمات در زبان فارسی و عربی همگی بر ابعاد مختلف سختی، ناهمواری و پیچیدگی یک امر دلالت دارند.
متضاد
واژههایی که نشاندهنده روانی، سادگی و بدون زحمت بودن یک کار یا مسیر هستند.
هم خانواده
واژگانی که از ریشهٔ مشترک مشتق شدهاند یا در ساختار قدیمی و معاصر با این کلمه همبستگی دارند.
ریشه
این واژه در زبان پهلوی به صورت «دوشوار» یا «دشخوار» بوده است. از ترکیب پیشوند «دُش/دُژ» به معنای بد و ضد، و واژهٔ «وار/خوار» به معنی آسان تشکیل شده که در مجموع ریشهشناسی آن به معنای «ضدِ آسانی» یا «بدآسان» است.
جمله سازی
در جدول
در حل جداول کلمات متقاطع، واژهٔ دشوار ۵ حرف دارد. بسته به تعداد حروف خواستهشده، کلماتی نظیر سخت، صعب و شاق نیز به عنوان معادل کاربرد فراوان دارند.
به انگلیسی
رایجترین معادلهای بینالمللی و منطقهای برای انتقال مفهوم سختی و پیچیدگی.
جمعبندی و توضیح کامل دشوار
واژهٔ «دشوار» یکی از کلمات اصیل و دیرپای زبان فارسی است که ریشه در دوران فارسی میانه و زبان پهلوی دارد. این کلمه از منظر ساختاری از دو بخش «دُش» (به معنی بد یا ضد) و «وار» (به معنی آسان) پدید آمده و دقیقاً مفهوم «ضد آسانی» را منتقل میکند. در ادبیات و فرهنگ عامه، دشوار بودن نمادی از موانع طبیعی مانند صخره، کوهستان ناهموار یا گرههای کور است که انسان برای رشد و تکامل باید از آنها عبور کند.
این واژه در مکالمات روزمره، متون رسمی و حتی در طرح سوالات جدولهای کلمات متقاطع کاربرد بسیار زیادی دارد. اگرچه خود واژه به صورت مستقیم در متن قرآن کریم نیامده است، اما مفاهیم مترادف آن مانند «عسر» و «صعب» بارها برای توصیف روزهای سخت یا شرایط طاقتفرسا استفاده شدهاند که نشاندهنده اهمیت این مفهوم در درک چالشهای انسانی است.