یعنی چه
تاتار در اصل نام یک قوم بزرگ و تاریخی از صحرانوردان و کوچنشینان آسیای مرکزی و شمالی است. در دوران گذشته و بهویژه زمان چنگیزخان، این قوم به عنوان پیشقراولان سپاه مغول شناخته میشدند و به همین دلیل در تواریخ اسلامی و فارسی، غالباً این کلمه به طور گستردهتر برای مغولان نیز به کار میرفته است. امروزه تاتارها گروهی از اقوام ترکتبار مسلمان هستند که عمدتاً در روسیه (مانند جمهوری تاتارستان و منطقه کریمه) زندگی میکنند. در متون بسیار قدیمی فارسی، این واژه گاهی مجازاً به معنی چاپار و قاصد اسبسوار نیز استعمال شده است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه در زبان فارسی به صورت «تاتار» (Tātār) است؛ یعنی تاء اول به همراه الف کشیده و تاء دوم نیز به همراه الف کشیده خوانده میشود. در متون کهن و لغتنامههای قدیمی، شکلهای دگرگونشده دیگری همچون تَتار (تَ - تار)، تِتِر و طَطار نیز ثبت شده که همگی به همین معنا اشاره دارند.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، در پاسخ به پرسشهایی نظیر «قوم آسیای مرکزی»، «از اقوام ترکتبار روسیه» یا «مترادف مغول در شعر کهن»، واژه ۵ حرفی «تاتار» یا واژه ۴ حرفی «تتار» به عنوان پاسخ اصلی مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی مدرن برای اشاره به این قوم و زبان آنها از واژه Tatar استفاده میشود. با این حال، در اسناد تاریخی غربی و اروپایی، شکل Tartar نیز بسیار رایج بوده است که ریشه در پیوند دادن نام این قوم با کلمه تارتاروس (جهنم در اساطیر یونان) به دلیل هراس از هجوم آنان داشته است.
به فارسی
از آنجا که «تاتار» اسم خاص برای یک قوم است، معادل ترجمهایِ مستقیم در فارسی ندارد؛ اما صورتهای قدیمیتر آن در زبان فارسی «تتار» و «تتر» هستند. همچنین در کاربردهای مجازی و تاریخی ادبیات فارسی، کلماتی مانند «مغول»، «ترک» یا «صحرانوردان شمال» به عنوان برگردان یا اشاره به این واژه به کار رفتهاند.
نماد چیست
واژه تاتار در فرهنگ و ادبیات فارسی دو وجه نمادین کاملاً متفاوت دارد. در شعر سنتی و عاشقانه فارسی (بهویژه در اشعار حافظ و سعدی)، اصطلاح «آهوی تاتار» یا «نافه تاتار» نماد عالیترین، مرغوبترین و نابترین نوع «مشک» و عطر خوش است؛ چرا که ولایت تاتار در ترکستان قدیم به داشتن دشتهای وسیع و آهوان مشکساز شهرت داشت. از سوی دیگر، در متون تاریخی و حماسی، این کلمه نمادی از بیباکی، جنگاوری، خشونت، سرعت در تاختوتاز و هجوم نظامی به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل تاتار
واژه تاتار در اصطلاح شناسی تاریخی و قومنگاری، معرف یکی از کلیدیترین گروههای انسانی کوچنشین در پهنه وسیع آسیای مرکزی، سیبری و شرق اروپا است. این واژه از سدههای میانه و بهویژه پس از فتوحات گسترده مغولان در قرن سیزدهم میلادی، به شکلی گسترده وارد ادبیات مکتوب و تواریخ رسمی جهان اسلام و زبان فارسی شد. در ابتدا، تاتارها تنها یکی از قبایل متحد یا مطیع چنگیزخان بودند، اما به دلیل حضور پررنگشان در خط مقدم سپاهیان، نام آنها در نزد مورخان ایرانی و عرب به کل لشکریان مغول و اقوام بیابانگرد شرق اطلاق گردید. امروزه این نام هویت مستقل و رسمی یک قوم بزرگ ترکتبار و مسلمان را شکل میدهد که یادگار عینی آن جمهوری تاتارستان در فدراسیون روسیه است.
بررسی ریشهشناختی این کلمه ما را به کتیبههای باستانی اورخون در آسیای میانه و متون کهن چینی هدایت میکند؛ جایی که این نام به صورتهای «تاتان» ثبت شده است. برخی از زبانشناسان و فرهنگنویسان ایرانی فرضیههای بومی متفاوتی را مطرح کردهاند؛ از جمله اینکه این واژه ممکن است از ترکیب واژه ترکی یا فارسی کهن «تات» به معنای بیگانه، غیرخودی یا فردی که به آرامی راه میرود، و کلمه «اَر» به معنای مرد، پهلوان یا مردم شکل گرفته باشد که در مجموع معنای «مردمان بیگانه» یا «جنگاوران آرام» را تداعی میکند. با این حال، نظریه غالب تاریخی آن را یک نام خاص جغرافیایی و قومی اصیل در حوزه زبانهای آلتايی میداند که با مهاجرتهای سیاسی تغییر جغرافیای زیستی داده است.
در حوزه کاربرد زبانی، کلمه تاتار فراتر از یک نام قومی، به عنوان یک آرایه ادبی نیرومند در دیوانهای شعر فارسی جا خوش کرده است. ترکیبهایی مانند «نسیم نافه تاتار» یا «خطای تاتار» همواره برای توصیف گیسوی یار، بوی خوش و زیباییهای مدهوشکننده به کار رفتهاند. تفاوت ظریفی که باید به آن توجه داشت این است که در ادبیات تغزلی، تاتار با سرزمینهای خوش آبوهوا، مشکخیز و رویایی پیوند میخورد، در حالی که در کتابهای تاریخی مانند تاریخ جهانگشای جوینی یا جامعالتواریخ، همین واژه با مفاهیمی چون غارت، جنگ، سوارکاری بیرحمانه و دگرگونیهای بزرگ سیاسی همنشین است. این دوگانگی در کاربرد، نشاندهنده تاثیر عمیق و چندبعدی این قوم بر ذهن و زبان ایرانیان در طول قرون متمادی است.
یکی از برداشتهای اشتباه و رایج درباره این کلمه، یکسانپنداری کامل و مطلق تاتارها با مغولان امروزی است. اگرچه در دوره ایلخانی این دو عنوان به جای یکدیگر استفاده میشدند، اما از نظر نژادی و زبانشناسی، تاتارهای امروزی شاخهای از اقوام ترکزبان (از گروه قبچاق) هستند، در حالی که مغولها به خانواده زبانی و قومی متفاوتی تعلق دارند. اشتباه دیگر در فضای غربی رخ داده است؛ اروپاییان به دلیل وحشت عظیمی که از حملات این قوم داشتند، نام آنها را با کلمه یونانی Tartaros (به معنی ژرفای دوزخ) آمیختند و حرف «ر» اضافه را به کلمه تزریق کردند و آنان را Tartars نامیدند، که این نامگذاری بیشتر ریشه در واژهسازی عامیانه و سیاسی داشته است تا واقعیتهای قومی.
به عنوان یک نکته کاربردی و فرهنگی در جهان امروز، باید دانست که فرهنگ و زبان تاتاری یکی از غنیترین خردهفرهنگهای حوزه اوراسیا است. ادبیات مکتوب تاتار، هنر معماری خاص مساجد غازان، و موسیقی فولکلوریک آنها که آمیزهای از نغمههای استپی و اسلامی است، نشان از پویایی این قوم دارد. شناخت واژه تاتار به ما کمک میکند تا درک بهتری از متون کلاسیک فارسی داشته باشیم و تفاوت میان توصیفات حماسی و تخیلات شاعرانه را در یابیم. امروزه تاتارستان به عنوان یکی از مراکز مهم صنعتی و فرهنگی، نمادی از بقا و اصالت این واژه کهن در دنیای مدرن به شمار میرود.