یعنی چه
برمه نام پیشین، تاریخی و جغرافیایی کشور میانمار امروزی است که در منطقه جنوب شرقی آسیا قرار دارد. این واژه از نام قوم اکثریت و حاکم این سرزمین یعنی قوم «بامار» (Bamar) یا «برمن» ریشه گرفته است. حکومت نظامی این کشور در سال ۱۹۸۹ میلادی تصمیم گرفت نام رسمی را از برمه به میانمار تغییر دهد، هرچند که در بسیاری از متون تاریخی و سیاسی همچنان هر دو نام به کار میروند.
در جدول
در جدولهای متقاطع و بازیهای کلماتی، عبارت «نام قدیم میانمار» به عنوان طراح سوال مطرح میشود که پاسخ اصلی و رایج آن واژه ۴ حرفی «برمه» است. همچنین در برخی جدولهای قدیمیتر یا خاص، ممکن است معادلهای دیگر آن مانند «بیرمانی» (برگرفته از زبان فرانسوی) یا «بورما» نیز مد نظر طراحان قرار گیرد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی واژه Burma برای اشاره به این کشور در دوران استعمار بریتانیا و سالهای پس از استقلال استفاده میشد. پس از دگرگونیهای سیاسی در سال ۱۹۸۹، نام رسمی در سازمان ملل متحد به Myanmar تغییر یافت، با این حال برخی کشورهای انگلیسیزبان همچنان تمایل به استفاده از نام قدیمی دارند.
به فارسی
در زبان فارسی از دیرباز این کشور آسیایی را با نام «برمه» میشناختند. در متون و اسناد جغرافیایی قدیمیتر دوران قاجار و پهلوی اول، به دلیل نفوذ زبان فرانسوی، گاهی از واژه «بیرمانی» (Birmanie) نیز برای اشاره به این سرزمین استفاده میشده است که امروزه منسوخ شده و جای خود را به برمه و میانمار داده است.
نماد چیست
خود واژه برمه نماد مکتوب خاصی ندارد، اما از نظر نمادشناسی ملی و فرهنگی، کشور برمه (میانمار) با سنن بودایی عمیقی پیوند خورده است. در تاریخ و پرچمهای قدیمی این کشور، «طاووس سبز» به عنوان نماد پادشاهی و ملی شناخته میشد و همچنین مجسمههای شیر افسانهای به نام «تائوته» به عنوان نگهبانان معابد، از نمادهای اصلی این سرزمین هستند.
جمعبندی و توضیح کامل نام قدیم میانمار
نام قدیم میانمار که در زبان فارسی به نام «برمه» شناخته میشود، یک واژه با ریشه تاریخی و قومشناختی عمیق است. این نام مستقیماً از نام گروه قومی اکثریت این کشور یعنی قوم «بامار» (Bamar) گرفته شده است. در دوران استعمار بریتانیا، این تلفظ بومی توسط انگلیسیزبانان به شکل «بورما» (Burma) درآمد و از همان طریق با کمی تغییر در تلفظ، به صورت برمه وارد زبان فارسی شد. بررسی ریشههای زبانی نشان میدهد که ساختار این کلمه کاملاً با هویت نژادی و پادشاهیهای کهن این منطقه از جنوب شرقی آسیا گره خورده است و یک نام جغرافیایی خاص به شمار میرود.
تغییر نام رسمی این کشور در سال ۱۹۸۹ میلادی توسط شورای نظامی حاکم، یک تصمیم سیاسی برای هویتبخشی جدید بود. مقامات معتقد بودند که واژه «برمه» تنها به قوم اکثریت بامار اشاره دارد و شامل دیگر اقوام و اقلیتهای ساکن در این کشور نمیشود، بنابراین نام جامعتر «میانمار» را برگزیدند. با این وجود، این تغییر نام در ابتدا با مخالفتهای بینالمللی و داخلی فراوانی روبرو شد. برای مثال، رهبران جنبشهای دموکراسیخواه داخلی و برخی کشورهای غربی مانند ایالات متحده و بریتانیا تا سالها از پذیرش نام جدید سر باز میزدند و همچنان در بیانیههای رسمی خود از واژه برمه استفاده میکردند تا مشروعیت دولت نظامی را زیر سوال ببرند.
در کاربرد واقعی و جملات معاصر، وجه تمایز مشخصی میان این دو واژه وجود دارد. امروزه وقتی درباره ساختار سیاسی مدرن، روابط دیپلماتیک کنونی، سفارتخانهها و رویدادهای ورزشی بینالمللی صحبت میکنیم، حتماً باید از واژه «میانمار» استفاده شود. به عنوان نمونه گفته میشود: «سفارت میانمار در تهران دایر است». اما زمانی که به تاریخ جنگ جهانی دوم، دوران استعمار بریتانیا، ادبیات کلاسیک یا مکاتب هنری قرن بیستم اشاره داریم، واژه «برمه» کاربرد دقیقتری دارد؛ مانند عبارت معروف «جاده برمه» که یک مسیر تدارکاتی حیاتی در جنگ جهانی دوم بود.
گاهی اشتباهاتی در درک این واژه رخ میدهد و برخی تصور میکنند برمه و میانمار دو کشور مستقل و مجزا یا همسایه هستند، در حالی که این دو نام متعلق به یک سرزمین واحد در طول دو دوره زمانی مختلف است. همچنین اشتباه دیگر، خلط کردن نام قدیمی فرانسوی یعنی «بیرمانی» با کشورهای دیگر است. باید توجه داشت که بیرمانی صرفاً صورت فرانسوی واژه برمه است که در کتابهای جغرافیایی قدیمی ایران به چشم میخورد و امروزه کاملاً جنبه تاریخی پیدا کرده است و نباید آن را یک واحد جغرافیایی مجزا پنداشت.
از نظر فرهنگی و نکته کاربردی، شناخت نام قدیم این کشور به فهم بهتر آثار ادبی و سینمایی جهان کمک میکند. رمان معروف «روزهای برمه» (Burmese Days) نوشته جورج اورول، نمونهای درخشان از کاربرد این نام در ادبیات جهان است که تجربیات نویسنده را در زمان خدمت در پلیس امپراتوری بریتانیا در این کشور روایت میکند. بنابراین، یادگیری این نام نه تنها برای حل جدولهای متقاطع و افزایش اطلاعات عمومی مفید است، بلکه کلیدی برای درک متون سیاسی، تاریخی و ادبی سده گذشته محسوب میشود.