یعنی چه
در اصطلاح فلسفی و عرفانی، حکما برای پرهیز از به کار بردن کلمات مادی مانند مکان و جایگاه برای خداوند، از واژه صقع (به معنی ناحیه و ساحت) استفاده میکنند تا به مرتبه علم ازلی و تجلیات حق اشاره کنند.
تلفظ
واژه صقع بر وزن قفل (با کسر صاد و سکون قاف) تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای این مدخل در جدول صقع ربوبی با ۸ حرف است.
به انگلیسی
معادلهای انگلیسی برای توصیف این قلمرو مابعدالطبیعی استفاده میشوند.
به عربی
این اصطلاح از ترکیب دو واژه با ریشه عربی در متون عرفان نظری شکل گرفته است.
به فارسی
برگردان مفهومی و روان آن به فارسی، اشاره به حریم پاک الهی و مرتبه دانش ازلی خداوند پیش از ورود به عالم ماده و کثرت است.
در قرآن
ترکیب صقع ربوبی و واژه صقع در متن قرآن وجود ندارد، اما مفاهیم همارز آن مانند مقام واحدیت، علم مطلق الهی و ملکوت بارها در آیات مختلف مورد اشاره قرار گرفتهاند و این اصطلاح یک تعبیر تفسیری-عرفانی است.
نماد چیست
در سنت فلسفی نماد ترسیمی خاصی ندارد، اما در تمثیلها نماد تصاویر ذهنی انسان پیش از بیان یا خلق خارجی است؛ حقایقی که هرگز حریم علم الهی را ترک نمیکنند و جهان مادی تنها سایهای از آنهاست.
جمعبندی و توضیح کامل صقع ربوبی
عبارت «صقع ربوبی» یکی از اصطلاحات بسیار تخصصی و ژرف در فلسفه اسلامی و عرفان نظری است. این تعبیر از دو جزء «صقع» به معنی ناحیه، کرانه و ساحت، و «ربوبی» به معنی منسوب به پروردگار تشکیل شده است. فلاسفه و عارفان برای دوری از واژههای مادی مانند مکان و محل در حق خداوند، این اصطلاح را برای اشاره به حریم ذات، صفات و اسماء الهی برگزیدهاند.
در واقع، صقع ربوبی نشاندهنده مرتبه علم ازلی خداوند و تجلیات حقی پیش از پیدایش عالم خلق و جهان مادی است. بر اساس دیدگاه عارفان، اعیان ثابته یعنی صورتهای حقیقی همه موجودات در این ساحت علم الهی قرار دارند و آنچه ما در جهان مادی و طبیعت مشاهده میکنیم، تنها سایهها، آثار و نمودهایی از آن حقایق برتر است.