یعنی چه
طنبار در لغتنامههای معتبر فارسی و عربی مانند دهخدا و معین، صورتی کهن و معرب از واژه «تنبور» یا «طنبور» است. این کلمه به نوعی ساز زهی قدیمی با دستهای دراز و کاسهای کوچک اشاره دارد که در برخی متون بسیار کهن، گاه به معنای طبل یا دف نیز به کار رفته است.
تلفظ
این واژه در متون کهن فارسی به صورت فَتْح اول (طَنبار) تلفظ میشود. در زبان عربی نیز به صورت الطِّنبار (با کسر اول) ضبط شده که جمع تکسیر آن در زبان عربی «طَنابیر» است.
در جدول
واژه طنبار دقیقاً ۵ حرف دارد. در حل جدولهای متقاطع، این کلمه معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماییهایی نظیر «ساز زهی قدیمی»، «صورت دیگر تنبور» یا «ساز معرب» کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این ساز قدیمی و همخانوادههای آن از واژههای Tanbur یا Tambour استفاده میشود که معرف سازهای زهی این رده است.
به ترکی
در زبان ترکی این واژه به صورت Tanbur یا Tambur شناخته میشود. همچنین با توجه به کاربرد ثانویه و کهن آن در معنای طبل در برخی متون قدیمی، گاهی معادل Davul نیز برای آن متصور است.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج این واژه در زبان فارسی امروزی «تنبور» و «دوتار» هستند. طنبار در واقع ریشه در واژه پارسی پهلوی «تنبور» یا «دنبره» (به نشانه شباهت کاسه ساز به دم بره) دارد که پس از ورود به زبان عربی معرب گشته و به این شکل درآمده است.
نماد چیست
در ادبیات کلاسیک و سنت موسیقی عرفانی ایران (به ویژه در میان صوفیه و اهل حق/یارسان)، تنبور و صورتهای دیگر آن مانند طنبار، نمادی از آوای درون، حزن عاشقانه، سماع و ابزاری برای اتصال به عالم معنا و ذکر حق به شمار میروند.
جمعبندی و توضیح کامل طنبار
واژه «طنبار» یک صورت کهن، تاریخی و معرب از ساز مشهور «تنبور» است که امروزه کاربرد مستقل چندانی در محاورات روزمره ندارد، اما در متون اصیل لغوی و ادبیات کلاسیک جایگاه ویژهای دارد. این واژه از ریشه پارسی میانه و واژههایی چون تنبره یا دنببره برآمده که به دلیل شباهت ظاهری کاسه ساز به دم بره نامگذاری شده بود و پس از ورود به زبان عربی، تغییر شکل یافته است.
این ساز زهی دسته بلند در فرهنگ و ادبیات عرفانی ایران فراتر از یک ابزار موسیقی ساده، به عنوان نمادی از سیر و سلوک، ذکر، سماع و حزن عاشقانه شناخته میشود. شناخت این واژه به حل جدولهای کلمات متقاطع و درک بهتر متون کهن ادبی کمک شایانی میکند.