یعنی چه
در زبان امروز، عبقری به کسی گفته میشود که دارای هوش، استعداد و نبوغ خارقالعاده و استثنایی باشد. در کاربردهای قدیمیتر و ریشهای، این کلمه برای اشاره به هر چیز بینظیر، کامل، نادرالوجود و سرور قوم (چه انسان و چه اشیاء) به کار میرفته است.
تلفظ
این واژه به صورت عَبْقَری (ʿabqari) تلفظ میشود و اسم نسبی از واژه «عَبْقَر» است.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول کلمه «عبقری» با ۵ حرف است. واژههای مترادف آن مانند نابغه نیز ۵ حرفی هستند.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، اگر منظور فرد نابغه باشد از Genius و اگر منظور کالا یا فرش نفیس باشد از واژههای فوق استفاده میشود.
به عربی
این کلمه ریشه عربی دارد و جمع تکسیر آن در عربی «عباقره» (به معنی نوابغ) میشود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی آن در بخش صفات انسانی شامل «نابغه، تیزهوش، زیرک، فرزانه» و در بخش اشیاء شامل «دیبای فاخر، فرش گرانبها و بینظیر» است.
در قرآن
این واژه تنها یکبار در قرآن مجید در آیه «مُتَّكِئِينَ عَلَىٰ رَفْرَفٍ خُضْرٍ وَعَبْقَرِيٍّ حِسَانٍ» آمده است که در وصف بهشتیان میگوید بر تختهایی با پارچههای سبز و فرشها/بساطهای نفیس، نرم و کمیاب تکیه زدهاند.
جمعبندی و توضیح کامل عبقری
واژه «عبقری» یکی از کلمات اصیل و پرداستان در زبان عربی است که به زبان فارسی نیز راه یافته است. ریشه این واژه به «عَبْقَر» بازمیگردد؛ در باور عرب جاهلی، عبقر نام سرزمین یا وادی افسانهای جنیان بوده و هر چیز عجیب، هنرمندانه و فراتر از توان انسان را که گویی کار جن است، به آن نسبت میدادهاند. همچنین برخی مورخان آن را به شهری واقعی منتسب میدانند که در گذشته حریر و فرشهای فوقالعاده نفیسی در آن بافته میشد.
در سیر تحول معنایی، این واژه در قرآن کریم دقیقاً به معنای فرشها و بساطهای فاخر، منقش و بینظیر بهشتی به کار رفته است که نشاندهنده اوج ظرافت و زیبایی یک کالا است. در ادبیات کهن فارسی نیز گاهی همین معنای بساط و دیبای فاخر مدنظر بوده است.
اما در کاربرد معاصر و امروزی زبان فارسی و عربی، بار معنایی این واژه کاملاً به سمت صفات انسانی سوق پیدا کرده است. امروزه «عبقری» به عنوان نماد تفکر خلاق، هوش سرشار، استثنایی بودن و نبوغ به کار میرود و به فردی اطلاق میشود که استعدادی شگفتانگیز و خارقالعاده دارد.