یعنی چه
ترکیب کنایی «عصا و انبان» در ادبیات فارسی به معنای رسیدن به دوران سالخوردگی، ازکارافتادگی، فقر اختیاری (درویشی) و تکدیگری است. عصا ابزار اتکا در پیری و انبان کیسهای چرمی برای حمل اندک توشه سفر است که در مجموع نشاندهنده تسلیم در برابر گذر عمر و بیتعلّقی به دنیاست.
تلفظ
عَصا وَ اَنبان (عصا: 'a-sā / انبان: 'an-bān)
در جدول
در جدولهای متقاطع کنایه از پیری و ناتوانی یا اسباب سفر درویشان است.
به انگلیسی
برای مفاهیم مشابه به زندگی درویشی یا سفر با تجهیزات اندک استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی برای اشاره به ابزار چوپانان، مسافران پیاده و درویشان به کار میرود.
به فارسی
چوبدست و توشهدان، پیرانهسر، اسباب فقر، کنایه از پیری و ازکارافتادگی.
نماد چیست
این ترکیب نماد فقر، قناعت، زهد، پیریِ ناتوان و آغاز سفر بیبازگشت مرگ است. عصا نماد هدایت، تکیهگاه و رسالت است و انبان نماد توشه، قناعت و فقر اختیاری؛ که مجموعاً تجسم تصویریِ یک سالخورده یا سالک بیدلبستگی به مواهب مادی دنیاست.
جمعبندی و توضیح کامل عصا و انبان
اصطلاح کهن و کنایی «عصا و انبان» یکی از ترکیبات کلیدی در ادبیات کلاسیک فارسی است که سابقه کاربرد آن به اشعار رودکی سمرقندی بازمیگردد؛ آنجا که در قصیده معروف دندان میگوید: «کنون زمانه دگر گشت و من دگر گشتم / عصا بیار که وقت عصا و انبان بود».
این واژه از نظر ریشهشناسی یک ترکیب عطفی فارسی-عربی است؛ «عصا» ریشه در زبان عربی دارد و «انبان» واژهای اصیل از زبان پهلوی (ایرانی باستان) به معنای کیسه بزرگ چرمی است. اگرچه واژه عصا در قرآن کریم بارها (به ویژه درباره معجزات حضرت موسی) ذکر شده، اما ترکیب اصطلاحی عصا و انبان کاملاً زاییده فرهنگ و ادبیات فارسی است.
در تحلیل معنایی، این اصطلاح بازتابدهنده تصویری از تسلیم در برابر گذر عمر و فقر درویشانه است. وقتی انسان به پیری و ازکارافتادگی میرسد، جلال و جبروت جوانی را از دست داده و برای راه رفتن به عصا و برای جمعآوری اندک روزی یا تکدیگری به انبان نیاز دارد؛ از همین رو، این ترکیب کنایهای عمیق از دوران سالخوردگی و آمادگی برای سفر آخرت تلقی میشود.