یعنی چه
در فلسفه اسلامی (بهویژه مکاتب مشاء و اشراق)، عقول جمعِ «عقل» است و به مراتب یا موجودات مجردی اطلاق میشود که کاملاً از ماده و لواحق آن پاک هستند. این موجودات (مانند عقول دهگانه یا عقول مفارقه) واسطهٔ میان واجبالوجود و جهان مادی به شمار میروند و وظیفه تدبیر نظام هستی و افاضهٔ معرفت به انسان را بر عهده دارند.
تلفظ
این واژه به صورت ضمه بر روی حرف عا و قاف (عُقول) تلفظ میشود و جمع مکسر واژهٔ «عقل» است.
در جدول
پاسخ متداول برای این نشانه در جدولهای کلمات متقاطع بر اساس تعداد حروف، «عقول در فلسفه»، «عقول مفارقه» یا «مفارقات» است.
به انگلیسی
در متون فلسفی غرب و ترجمههای تخصصی فلسفه اسلامی، از واژگان Intellects یا Intelligences برای انتقال مفهوم عقول مجرد استفاده میشود.
به فارسی
معادل سره و روان واژهٔ عقول در زبان فارسی «خردها» است؛ اما در اصطلاح فلسفی به عنوان «خِردهای پاک» یا «موجودات مجرد از ماده» برگردانده میشود که اشاره به جنبهٔ غیرمادی و نورانی آنها دارد.
در قرآن
کلمهٔ «عقول» یا «عقل» به صورت اسم ظاهر در متن قرآن کریم به کار نرفته است؛ با این حال، افعال مرتبط با تعقل (مانند یَعْقِلُونَ و تَعْقِلُونَ) فراوانی بالایی دارند و انسانها را به تفکر در آیات الهی و اسرار طبیعت دعوت میکنند. همچنین تعابیری مانند «أُولی الألباب» (صاحبان عقل و مغز) به همین مفهوم اشاره دارد.
نماد چیست
در سنت فلسفی و عرفانی، عقول نماد سلسلهمراتب نورانی و کارگزاران الهی در تدبیر جهان هستند. در بسیاری از تفاسیر تطبیقی، عقول مفارق با فرشتگان مقرب همذات پنداشته میشوند و «عقل اول» نماد صادر نخستین و قلم ترسیمکنندهٔ حقایق آفرینش است.
جمعبندی و توضیح کامل عقول در فلسفه
واژهٔ «عقول» در فلسفه اسلامی بار معنایی بسیار عمیقتر از عقل روزمره و انسانی دارد. این اصطلاح اشاره به موجودات مجردِ محض و نوری دارد که فاقد هرگونه ماده و جسمانیت هستند. در نظام فلسفی مشائی (به ویژه در آرای فارابی و ابنسینا)، نظریهٔ «عقول عشره» یا عقول دهگانه مطرح است؛ به این معنا که از ذات باریتعالی ابتدا عقل اول صادر میشود و از هر عقل، عقل بعدی و یک فلک پدید میآید تا به عقل دهم یا «عقل فعال» برسد که واسطهٔ تدبیر جهان مادی و افاضهٔ صور به اذهان انسانهاست.
در حکمت اشراقِ سهروردی نیز این موجودات مجرد با نام «انوار قاهره» یا فرشتگان مقرب شناخته میشوند. بنابراین، عقول در کیهانشناسی و معرفتشناسی فلسفهٔ سنتی، نقش واسطههای بنیادین آفرینش و زنجیرهٔ اتصال میان عالم غیب و عالم شهادت (ماده) را ایفا میکنند.