معنی
طبل یکی از قدیمیترین و رایجترین سازهای کوبهای (ضربآهنگی) است که از یک بدنه استوانهای یا گلدانی شکل (از جنس چوب یا فلز) تشکیل شده و بر یک یا دو طرف آن پوست نازک حیوان یا پلاستیک کشیده میشود. این ساز با ضربه دست، انگشتان یا چوب مخصوص نواخته میشود.
یعنی چه
در اصطلاح و لغت، طبل به هر وسیلهای گفته میشود که با کوبیدن بر سطح آن صدایی با ریتم مشخص تولید شود. این واژه در فرهنگ عامه و ادبیات به معنای ابزاری برای اعلان خبر، شروع جنگ، یا برپایی آیینهای جشن و سوگواری به کار میرفته است.
مترادف
واژههای فوق در زبان فارسی یا سازهای همخانواده طبل هستند یا در متون کهن به عنوان نامهای دیگر این ساز به کار رفتهاند.
متضاد
این کلمه به دلیل اسم ذات بودن (نام یک شیء مادی و ابزار) و نداشتن مفهوم درجهدار یا صفاتی، متضاد مستقیم واژگانی ندارد.
هم خانواده
این کلمات مشتقات فارسی یا عربی واژه طبل هستند که به نوازنده، شکلهای کوچکتر ساز یا جمع آن اشاره دارند.
ریشه
واژه طبل از زبان عربی وارد فارسی شده است. در زبان عربی از ریشه ثلاثی (ط-ب-ل) به معنی کوبیدن و نواختن مشتق میشود؛ هرچند برخی ریشهشناسان احتمال میدهند اصل این واژه در دوران باستان از زبانهای آرامی یا یونانی به عربی راه یافته باشد.
جمله سازی
در جدول
کلمه طبل در جدول کلمات متقاطع معمولاً به عنوان پاسخ برای راهنماییهایی چون «ساز کوبهای»، «دهل» یا «ساز ضربی سه حرفی» کاربرد دارد.
به انگلیسی
معادلهای دقیق بینالمللی برای ساز طبل در زبانهای انگلیسی، عربی و ترکی.
جمعبندی و توضیح کامل طبل
طبل یکی از کهنترین و اصیلترین سازهای کوبهای جهان است که با داشتن بدنهای استوانهای و روکش پوستی، نقشی اساسی در شکلگیری ریتم و ضربآهنگ دارد. این واژه اگرچه ریشهای عربی دارد، اما قرنهاست که جایگاه مستحکمی در زبان و ادبیات فارسی پیدا کرده و معادل سازهایی چون دهل و کوس قرار گرفته است. در گذشته، طبل صرفاً یک ابزار موسیقی برای شادمانی نبود، بلکه به عنوان وسیلهای حیاتی برای پیامرسانی، اعلام فرمان جنگ و هدایت ارتشها در میدان نبرد شناخته میشد.
علاوه بر کاربرد موسیقایی و تاریخی، طبل ورود پررنگی به فرهنگ عامه و کنایات زبان فارسی داشته است. اصطلاح معروف «طبل توخالی» نماد بارز افرادی است که ادعای زیادی دارند اما در عمل بیمحتوا هستند؛ چرا که طبل با وجود داشتن فضای داخلی خالی، صدای بسیار بلندی تولید میکند. همچنین مفاهیمی چون «بر طبل بدنامی زدن» یا «آشکار شدن راز» نیز در ادبیات با این ساز پیوند خوردهاند و نشاندهنده ابعاد نمادین این واژه در فرهنگ ما میباشند.