یعنی چه
ترکیب «دمِ نزع» از دو واژه «دم» (به معنی لحظه، نفس یا زمان) و «نزع» (به معنی برکندن و جدا کردن) ساخته شده است. این اصطلاح در ادبیات و عرفان به زمان احتضار و دقیقهای اشاره دارد که روح در حال جدا شدن از بدن است. در فرهنگ عامه و ادبیات، این واژه نماد پایان مهلت انسان در دنیا، بیداری ناگهانی و مواجهه با حقیقت مطلق است؛ زمانی که پردهها کنار میروند و دیگر راه بازگشتی برای جبران وجود ندارد.
تلفظ
این ترکیب به صورت اضافهٔ بیانی یا تخصیصی قرائت میشود؛ واژه اول با فتح دال (دَم) و واژه دوم با فتح نون و سکون زاء و عین (نَزْع) تلفظ میگردد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «لحظه جان کندن»، «وقت رحلت»، «سکرات موت» یا «حالت احتضار»، واژه ۵ حرفی «دم نزع» به کار میرود.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم این اصطلاح ادبی-پزشکی در زبان انگلیسی، از تعابیری استفاده میشود که به رنج، سختی و لحظات نهایی پیش از مرگ اشاره دارند.
به عربی
واژه نزع خود ریشه عربی دارد و در زبان عربی ترکیبات مشابهی برای توصیف این حالت فیزیولوژیک و معنوی به کار میرود.
در قرآن
عین ترکیب «دم نزع» در متن قرآن کریم نیامده است، اما ریشهٔ کلمه یعنی «نزع» بارها به کار رفته است. از جمله در آیه اول سوره نازعات میفرماید: «وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا» که به سوگند فرشتگانی اشاره دارد که جان مجرمان و کافران را به سختی میکشند و برمیکنند. همچنین در آیه ۲۶ سوره آلعمران به معنای ستاندن و برکندن حکومت آمده است: «...وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشَاءُ».
جمعبندی و توضیح کامل دم نزع
اصطلاح «دم نزع» یک ترکیب اضافهٔ عربی-فارسی است که در متون کهن، لغتنامههای معتبری چون دهخدا و ادبیات عرفانی ایران جایگاه ویژهای دارد. این واژه به ثانیهها و لحظات پایانی عمر یک انسان اطلاق میشود؛ زمانی که پیوند میان روح و جسم سست شده و فرایند برکندن جان آغاز میگردد. در ادبیات، این حالت با تعابیری همچون سکرات موت، احتضار و دم واپسین همپوشانی دارد.
از دیدگاه فرهنگی و نمادین، دم نزع فراتر از یک پدیدهٔ زیستی و پزشکی، به عنوان مرز میان بیداری و غفلت شناخته میشود. شاعران بزرگی مانند خاقانی از این اصطلاح برای به تصویر کشیدن اوج اشتیاق یا سختیِ لحظهٔ دیدار و وداع استفاده کردهاند. در نگاه قرآنی نیز، اگرچه این ترکیب دقیقاً ذکر نشده، اما ریشهٔ آن (نزع) تداعیکنندهٔ ابهت و جدیت لحظهای است که فرشتگان مأمور قبض روح، وظیفهٔ خود را به سرانجام میرسانند.