یعنی چه
فرقه ماتریدیه به یکی از جریانهای اصلی و بنیادین الهیات (کلام) در جهان اسلام و بهویژه در میان مسلمانان اهلسنت اشاره دارد. این مکتب کلامی توسط ابومنصور ماتریدی، متکلم و الهیدان برجسته سده چهارم هجری در سمرقند، پایهگذاری شد. پیروان این دیدگاه تلاش میکنند تا میان ظاهر متون دینی (نقل) و استدلالهای منطقی (عقل) نوعی تعادل و هماهنگی برقرار کنند. این مذهب کلامی از نظر تاریخی و جغرافیایی پیوند بسیار استواری با فقه حنفی دارد و بیشتر مسلمانان حنفی مذهب در آسیای میانه، شبهقاره هند، ترکیه و بالکان از این مکتب اعتقادی پیروی میکنند.
تلفظ
این عبارت در زبان فارسی به صورت «فِرقِه یِ ماتُریدیّه» تلفظ میشود. واژه ماتریدیه دارای تشدید روی حرف «ی» است و به محل تولد بنیانگذار آن اشاره دارد.
به انگلیسی
در متون آکادمیک و نگارشهای انگلیسی، برای اشاره به این مکتب فکری از واژگان Maturidiyya یا Maturidi school استفاده میشود. همچنین پسوند -ism در واژه Maturidism برای نشان دادن این جریان فکری به کار میرود.
به فارسی
در زبان فارسی، علاوه بر ترکیب عربی-فارسی «فرقه ماتریدیه»، از عباراتی همچون «مکتب کلامی ماتریدی»، «الهیات ماتریدی» و «ماتریدیگری» برای توصیف این جریان فکری و مذهبی استفاده میشود.
در قرآن
عنوان «ماتریدیه» یک اصطلاح مذهبی، کلامی و تاریخی متأخر است و به هیچ عنوان در متن مقدس قرآن کریم ذکر نشده است. با این وجود، ابومنصور ماتریدی آرای کلامی خود را بر پایه آیات قرآن استوار کرد و کتاب تفسیری مشهوری به نام «تأویلات اهل السنه» (یا تأویلات الماتریدیه) نگاشت که در آن آیات قرآن را با رویکرد عقلانی-کلامی خود تبیین کرده است.
نماد چیست
مکتب ماتریدیه به عنوان یک جریان فکری و فلسفی، هیچگونه نماد رسمی، تصویری یا ظاهری خاصی برای خود ندارد. در حوزه اندیشه، بزرگترین شاخصه و نماد فکری این فرقه، باور به «حسن و قبح عقلی» (توانایی عقل در درک نیکی و بدی بدون اتکای صرف به وحی) و دفاع عقلانی از اصول مذهبی حنفی در شرق جهان اسلام است.
جمعبندی و توضیح کامل فرقه ماتریدیه
در یک جمعبندی جامع و تحلیل نهایی پیرامون فرقه ماتریدیه، میتوان این جریان را یکی از ستونهای استوار و عقلگرای جهان تسنن دانست که تبیین نظاممند آن افقهای تازهای را در درک تاریخ تفکر اسلامی میگشاید. ریشه این واژه که از انتساب به زادگاه ابومنصور ماتریدی یعنی قریه ماترید در سمرقند حاصل شده، فراتر از یک نامگذاری جغرافیایی، نشاندهنده شکلگیری یک کانون علمی مستقل در ماوراءالنهر است که توانست در برابر مکاتب بغداد و حجاز قد علم کند. این ساختار واژگانی و تبارشناختی حکایت از آن دارد که ماتریدیه از همان آغاز، هویتی بومی اما با کارکردی جهانی و تمدنی داشت و توانست خلأ تئوریک پیروان فقه حنفی را در مواجهه با شبهات فلسفی و کلامی به بهترین شکل ممکن پر کند.
کاربرد واقعی و عینی این مکتب در طول تاریخ اسلام، نقشی ساختارآفرین و حاکمیتی بوده است؛ به طوری که از حکومتهای محلی ماوراءالنهر گرفته تا امپراتوریهای بزرگی چون سلجوقیان و عثمانیان، از این نظام الهیاتی به عنوان ایدئولوژی رسمی و چارچوب فکری دستگاه حکومتی خود بهره میبردند. این کاربرد گسترده نشان میدهد که ماتریدیه برخلاف برخی مکاتب منزوی، واجد پویایی اجتماعی و سیاسی بوده و توانایی ساماندهی به امور فکری یک جامعه کثرتگرا را داشته است. امروزه نیز شناخت دقیق این اصطلاح برای تحلیل رفتار مذهبی و فرهنگی جوامع وسیعی در ترکیه، بالکان، آسیای مرکزی و شبهقاره هند الزامی است و بدون درک آن، تحلیل جریانهای فکری این مناطق ناممکن خواهد بود.
در مقام مقایسه و تمایز با واژههای نزدیک، مرزبندی دقیق ماتریدیه با اشاعره و معتزله اهمیت بالایی دارد. گرچه ماتریدیه و اشاعره هر دو بدنه اصلی کلام اهلسنت را تشکیل میدهند، اما ماتریدیه با اعطای اصالت بیشتر به حسن و قبح عقلی و تبیین واقعبینانهتر از اختیار انسان، فرسنگها از ظاهرگرایی و اصالتبخشی مطلق به نقل فاصله میگیرد و بدون آنکه مانند معتزله دچار عقلگرایی رادیکال و خروج از چارچوب نصوص شود، موازنهای دقیق میان عقل و وحی برقرار میسازد. از سوی دیگر، تفاوت بنیادین این فرقه با اهل حدیث و جریانهای سلفی مدرن در این است که ماتریدیه تاویل را در متن دین میپذیرد و جمود بر ظواهر آیات صفات را مردود میشمارد، امری که آنها را در تقابل مستقیم با رویکردهای تکفیری و حنبلیمشرب قرار میدهد.
یکی از بزرگترین برداشتهای اشتباه و خطاهای رایج در ادبیات عمومی این است که ماتریدیه را به عنوان یک مذهب فقهی در کنار مذاهب چهارگانه اهلسنت قرار میدهند. این خلط مبحث میان حوزه اصول دین و فروع دین سبب میشود که جایگاه واقعی این مکتب مغفول بماند؛ در حالی که ماتریدیه منحصراً یک مکتب کلامی و روششناسی اعتقادی است که تمام پیروان آن در حوزه احکام عملی و فقه از ابوحنیفه تقلید میکنند. اشتباه دیگر این است که برخی این مکتب را کپیبرداری تضعیفشدهای از اشعریگری میدانند، در صورتی که بررسی متون متقدم نشان میدهد مکتب سمرقند همزمان یا حتی پیش از مکتب اشعری در بغداد، به صورت مستقل و بر پایه میراث فکریِ بومی خراسان بزرگ و ماوراءالنهر پایهگذاری شده بود.
نکته کاربردی و راهبردی در بازخوانی امروزین فرقه ماتریدیه، پتانسیل عظیم عقلگرایی اعتدالی این مکتب برای حل چالشهای فکری معاصر در جهان اسلام است. در عصر حاضر که افراطگرایی، سلفیگری تکفیری و بنیادگرایی خشونتآمیز چهره پویای دین را مخدوش کردهاند، احیا و ترویج الهیات ماتریدی به عنوان یک پادزهر فکری عمل میکند؛ چراکه این مکتب با به رسمیت شناختن جایگاه عقل در فهم شریعت، راه را بر تکفیر دیگر مسلمانان میبندد و بستری مناسب برای گفتگوهای درونمذهبی و تقریب مذاهب اسلامی فراهم میآورد. تکیه بر این ظرفیت تاریخی میتواند به جوامع مسلمان کمک کند تا میان اصالتهای دینی و مقتضیات جهان مدرن سازگاری و تعاملی سازنده برقرار سازند.