یعنی چه
واژه فُجّار در لغت به معنای تبهکاران و کسانی است که از مسیر حق و طاعت الهی خارج شدهاند. اصل این واژه از ریشه عربی «فجر» به معنی شکافتن گسترده گرفته شده و از آنجا که فرد گناهکار با اعمال خود پرده حیا، دینداری و اخلاق را میشکافد، به این نام خوانده میشود. این کلمه شکل جمع مکسر واژه «فاجر» است و در متون دینی و اخلاقی در برابر واژه «ابرار» (نیکوکاران) قرار میگیرد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، واژه «فجار» به عنوان پاسخ برای طراحانی است که راهنماییهایی همچون «بدکاران»، «جمع فاجر» یا «جنگهای پیش از اسلام» را مد نظر دارند. این کلمه دقیقاً دارای ۴ حرف است.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم فجار در زبان انگلیسی از واژگانی استفاده میشود که بر جنبه گناه، شرارت و خروج از قوانین اخلاقی تاکید دارند.
به عربی
این واژه اصالتاً عربی است و در این زبان به عنوان جمع مکسر فاجر، برای توصیف گروهی که به طور دستهجمعی مرتکب فسق و فجور مشهود میشوند، کاربرد دارد.
به فارسی
در برگردان دقیق واژه فجار به زبان فارسی، میتوان از کلماتی نظیر بدکاران، تبهکاران، مفسدان، فاسقان، پردهدران و نابکاران استفاده کرد که همگی مفهوم دست شستن از نیکی و رو آوردن به زشتی را میرسانند.
نماد چیست
در فرهنگ اسلامی و ادبیات قرآنی، فجار به عنوان نماد بارز سرکشی، هتک حرمتِ قوانین الهی، دوری از پاکی و طهارت، و در نهایت فرجامِ سخت و دوزخی شناخته میشوند. این کلمه در تقابل مستقیم با نماد تقوا و نیکوکاری یعنی «ابرار» قرار دارد.
جمعبندی و توضیح کامل فجار
واژه فجار از نظر ریشهشناختی ادبی و لغوی، ساختاری بسیار دقیق و عمیق دارد. این کلمه که بیشتر با تلفظ «فُجّار» در زبان فارسی و متون مذهبی شناخته میشود، جمع مکسر واژه «فاجر» است. ریشه اصلی آن از ثلاثی مجرد «ف ـ ج ـ ر» میآید که در اصل معنای لغوی خود به معنای شکافتن وسیع، گشودن یا بیرون زدن پدیدهها (مانند شکافتن تاریکی شب توسط سپیدهدم یا همان فجر) است. علت تسمیه گناهکاران به فاجر و فجار این است که این افراد با رفتار و کردار خود، پرده حیا، حدود الهی و مرزهای اخلاقی جامعه را به طور آشکار میشکافند و از پوسته بندگی و طاعت خارج میشوند.
در کاربردهای واقعی و متون کهن، این واژه علاوه بر دلالت بر افراد بدکار، به صورت «فِجار» نیز تلفظ شده است که به یک رویداد تاریخی بسیار مشهور اشاره دارد. «حرب الفجار» یا همان جنگهای فجار، نام سلسله نبردهایی است که در دوران جاهلیت و پیش از ظهور اسلام، میان قبایل قریش و کنانه از یک سو و قیس عیلان از سوی دیگر در ماههای حرام رخ داد. از آنجا که جنگ در ماههای حرام ممنوع بود و حرمت این ماهها توسط جنگجویان شکسته شد، عرب این نبردها را فجار (پردهدری و گناه بزرگ) نامید که این امر نشاندهنده بافت کاربردی واژه در معنای شکستن حریمهای مقدس است.
تفاوت ظریفی میان فجار و واژههای هممعنی مانند «کفار» یا «مشرکین» وجود دارد که توجه به آن اهمیت دارد. در حالی که کفر و شرک بیشتر به عقیده، ایدئولوژی و عدم ایمان قلبی یا زبانی بازمیگردد، فجور و فجار بیشتر به حوزه عمل، رفتار، پردهدری علنی و مفسدههای اخلاقی و اجتماعی مربوط میشود. به بیان دیگر، ممکن است فردی در ظاهر ادعای ایمان داشته باشد اما به دلیل ارتکاب گناهان کبیره و زیر پا گذاشتن علنی احکام، در زمره فجار قرار گیرد. در آیات قرآنی نیز این واژه معمولاً در تقابل رفتاری با «ابرار» (نیکوکاران) یا «متقین» (پرهیزگاران) ذکر شده است تا مرزبندی میان عملکرد صالح و فاسد روشن شود.
یکی از برداشتهای اشتباه در زبان فارسی، خلط معنایی میان همخانوادههای این واژه به دلیل اشتراک در ریشه است. به عنوان مثال، کلماتی مانند «انفجار» و «تفجیر» که امروزه در مفاهیم فیزیکی و نظامی (مانند منفجر شدن بمب) به کار میروند، در ظاهر با مفهوم گناهکاران (فجار) فاصله دارند؛ اما با کمی تامل مشخص میشود که وجه شبه همه آنها همان مفهوم «شکافتن و بیرون زدن ناگهانی» است؛ در انفجار، پوسته جسم میشکافد و در فجور، پوسته اخلاق و قانون. همچنین در برخی فرهنگهای لغت قدیمی ترکی، به دلیل شباهت ریشه با کلمه فجر (سپیدهدم)، این کلمه را به اشتباه به معنای صبح آوردهاند که با معنای اصیل جمع فاجر همخوانی ندارد.
به عنوان یک نکته فرهنگی و کاربردی، بررسی آیه ۱۴ سوره انفطار («و إنّ الفُجّار لَفی جَحیم») نشان میدهد که این واژه در فرهنگ عمومی جامعه اسلامی بار معنایی بسیار سنگینی دارد. این کلمه به ما یادآوری میکند که نماد اصلی سقوط انسان، اصرار بر شکستن حریمها و عادیسازی گناه در علن است. در ادبیات فارسی نیز شاعران و نویسندگان بزرگ با الهام از تقابل قرآنی ابرار و فجار، همواره انسانها را به دوری از منش فجار که همان خودخواهی، طغیان و آسیب رساندن به ساختار اخلاقی جامعه است، دعوت کردهاند تا از فرجام دوزخی و نام نیکو نداشتن در میان خلق در امان بمانند.