یعنی چه
در اصطلاح موسیقی، این واژه به ویژگی یا نوعی از موسیقی اشاره دارد که صرفاً توسط آلات موسیقی (مانند تار، سنتور، پیانو و ویولن) تولید و اجرا میشود و در آن از خوانندگی یا صدای انسان استفاده نشده است. این مفهوم مستقیماً در برابر «موسیقی آوازی» قرار میگیرد.
در جدول
در جدولهای متقاطع و شرح در متن، عبارت دوازده حرفی «سازی در موسیقی» به عنوان خودِ پاسخ یا راهنمای رسیدن به مفاهیمی چون موسیقی بیکلام و سازانه کاربرد دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای توصیف این مفهوم از واژه Instrumental استفاده میشود که نشاندهنده تکیه اثر بر آلات موسیقی است.
به فارسی
برابرهای فارسی و واژگان جایگزین برای این اصطلاح شامل «سازانه»، «سازیمحور» و در برخی کاربردهای عمومیتر «موسیقی بیکلام» است که همگی بر نقش کلیدی آلات موسیقی دلالت دارند.
نماد چیست
در بستر فرهنگ و ادبیات، اجرای موسیقی به صورت سازی نمادی از تجلی احساسات عمیق انسانی بدون واسطه زبانی، نظم و هماهنگی کیهانی، و تبلور خلاقیت ناب به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل سازی در موسیقی
اصطلاح «سازی» در قلمرو هنر و موسیقی ایران، فراتر از یک توصیف ساده ساختاری، به عنوان یک ستون هویتی و معرف نوعی از آفرینش هنری شناخته میشود که تاروپود آن کاملاً از آلات موسیقی و ابزارهای تولید صدا شکل گرفته است. از منظر ریشهشناسی و بررسی ساختار واژگانی، این کلمه از ترکیب اسم «ساز» و پسوند نسبت «ـی» پدید آمده است. خود واژه ساز ریشه در بن مضارع فعل «ساختن» و در زبان فارسی میانه «سازیدن» دارد که مفهوم بنیادین آن نظمبخشی، آمادهسازی، کوک کردن و ایجاد تقارن و هماهنگی است. این سیر تحول معنایی به خوبی نشان میدهد که چطور مفهوم نظم و هماهنگی کیهانی و فیزیکی، در طول قرنها به ابزارهای تولید صدا اطلاق شده و در نهایت، صفت سازی را برای توصیف آثاری پدید آورده است که ساختار هندسی و نغمگی خود را از توانمندیهای فیزیکی این ابزارها وام میگیرند. در واقع، این اصطلاح تجسم عینی تکیه بر ساختار ابزاری و فنی نغمهها، بدون اتکا به کلام است.
در کاربرد واقعی و اصیل این مفهوم در بسترهای اجرایی، هنگامی که از «موسیقی سازی» سخن به میان میآید، تمرکز اصلی بر قطعاتی است که هویت، جلوه و معنای خود را به طور کامل از نبوغ نوازنده، تکنیکهای اجرایی و ویژگیهای آکوستیکی و فیزیکی سازها دریافت میکنند. نمونههای درخشان این کاربرد را میتوان در قطعات فرمال موسیقی سنتی ایران مانند پیشدرآمدها، چهارمضرابها و رنگها، یا در ابعاد گستردهتر، در فرمهای پیچیده موسیقی کلاسیک غربی همچون سمفونیها، سوناتها و کنسرتوها مشاهده کرد. در تمامی این نمونهها، محوریت اثر بر اساس پویایی جملات موسیقایی، گفتوگوی میان سازها و بسط و توسعه تمها بنا شده است. این مفهوم به طور دقیق در نقطه مقابل «موسیقی آوازی» یا تصنیفها و ترانهها قرار میگیرد؛ در آثار آوازی، شعر، کلام و حنجره انسانی به عنوان محورهای اصلی انتقال پیام، عاطفه و معنا عمل میکنند و سازها معمولاً نقش همراهیکننده یا جواب آواز را بر عهده دارند، اما در اثر سازی، ساز خودِ اصالت و بیانگر نهایی حس است.
با این حال، یک برداشت اشتباه و رایج در میان عموم جامعه و حتی برخی از علاقهمندان کمتجربه موسیقی وجود دارد که اصطلاح «موسیقی سازی» را به طور مطلق با مفهوم «موسیقی بیکلام» مترادف و همسان میپندارند. برای رفع این سوءتفاهم باید مرزهای ظریف میان این دو واژه را به دقت تبیین کرد. اگرچه هر موسیقی سازی ماهیت و اصالتی بیکلام دارد، اما هر اثر بیکلامی لزوماً در دسته موسیقی سازی قرار نمیگیرد. امروزه با پیشرفت فناوریهای نوین صوتی، بسیاری از آثار موسیقی بیکلام با استفاده از افکتهای صوتی، نمونهبرداریهای دیجیتال، اصوات محیطی یا صداهای سنتز شده رایانهای خلق میشوند که هیچگونه ارتباطی با سازهای آکوستیک یا سازهای استاندارد تعریفشده ندارند؛ بنابراین، واژه سازی به طور مشخص و انحصاری بر وفاداری مطلق اثر به آلات موسیقی و تکنیکهای نوازندگی سنتی یا کلاسیک دلالت دارد و اصالت ابزاری تولید صدا را تایید میکند.
تفاوت این واژه با اصطلاحات نزدیک دیگر مانند «موسیقی الکترونیک بدون کلام» یا «صداآرایی» نیز در همین اصالت فیزیکی و ارگانیک ساز نهفته است. در موسیقی سازی، رابطه فیزیکی نوازنده با چوب، پوست، سیم و فلز ساز، حس لمس ارتعاش و نوانسهای ناشی از فشار دست، عاملی حیاتی در شکلگیری روح اثر است، در حالی که در سایر فرمهای بیکلام مدرن، این رابطه ممکن است کاملاً ریاضیاتی یا مبتنی بر برنامهنویسی رایانهای باشد. درک این تفاوتها به شنونده و پژوهشگر کمک میکند تا ارزشهای زیباییشناختی قطعات را بر اساس ابزارهای واقعی به کار رفته در آنها ارزیابی کند و دچار آمیختگی مفاهیم نشود.
نکته فرهنگی و کاربردی بسیار مهم برای آهنگسازان، پژوهشگران و شنوندگان حرفهای این است که در سنت موسیقایی ایران زمین، موسیقی سازی هرگز یک عنصر حاشیهای یا صرفاً مقدمهای برای شروع آواز نبوده است. هرچند فرهنگ اصیل ما پیوندی دیرینه با شعر دارد، اما موسیقی سازی مجالی بینظیر برای خودنمایی محض تکنیک، تجلی خلاقیتهای آنی در بداههنوازی و رهایی ذهن از بند محدودکنندهی کلمات و معانی صریح واژگان است. شناخت دقیق این اصطلاح، دستهبندی قطعات، درک بهتر ساختار آلبومهای موسیقی و تحلیل فرمهای مختلف قطعات ضربی را تسهیل میکند و به مخاطب اجازه میدهد تا بدون جستوجوی مفهوم کلامی، به درک عمیقتری از هارمونی، کنترپوان، ریتم و نغمهپردازی خالص دست یابد.