یعنی چه
فهلوی در اصل همان واژه «پهلوی» است که پس از ورود اسلام به ایران و به دلیل نبود حرف «پ» در زبان عربی، به صورت «فهلوی» معرب شده است. این واژه در معنای عام به زبان، خط، مردم یا هر امر منسوب به سرزمین باستان «پهله» (شامل مناطق اصفهان، ری، همدان، نهاوند و آذربایجان) اطلاق میشود. در بافت ادبی و سنتی، به دوبیتیها، ترانهها و سرودهای محلی که به لهجههای غرب و شمالغرب ایران سروده میشده، «فهلوی» یا «فهلویات» میگویند که نمونه بارز آن اشعار باباطاهر عریان است.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه به صورت فَهلَوی (fahlavi) است که از ریشه تاریخی فَهلَو (شکل عربیشده پهلو) به همراه یاء نسبت ساخته شده است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این واژه در بافت تاریخی و زبانی از کلمه Pahlavi یا Middle Persian استفاده میشود و برای اشاره خاص به اشعار و گویشهای محلی این حوزه، اصطلاح Fahlavi یا Fahlaviyat به کار میرود.
به فارسی
معادلهای فارسی اصیل و همتراز این واژه شامل پهلوی، پارتی، شهری، اشکانی و پهلوانی است. همچنین در ادبیات قدیمی به اشعار فهلوی، واژه «ولایتی» (به معنی منسوب به ولایتها و گویشهای محلی) نیز اطلاق میشده است.
در قرآن
واژه فهلوی ریشه در جغرافیا و زبانهای ایرانی باستان دارد و یک کلمه کاملاً ایرانی است؛ به همین دلیل هیچگونه کاربرد، ذکر یا پیشینهای در متن قرآن کریم یا اصطلاحات قرآنی ندارد.
نماد چیست
این واژه نماد تصویری یا نشانهای ثبتشدهای ندارد، اما در مفهوم فرهنگی و میراث زبانی، فهلوی به عنوان نمادی از اصالت گویشهای بومی ایران، ترانههای محلی پیش از رسمیت یافتن زبان دری و دوره میانه زبانهای ایرانی شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل فهلوی
در یک جمعبندی جامع و فراگیر درباره واژه «فهلوی»، میتوان دریافت که این اصطلاح فراتر از یک تغییر تلفظ ساده، آینهای تمامنما از تحولات عمیق زبانی، جغرافیایی و فرهنگی ایران در دوران گذار از عهد باستان به عصر اسلامی است. از منظر ریشهشناسی و ساختار واژگانی، این کلمه بازمانده مستقیمی از واژه پارسی باستان $Par heta awa$ است که در سیر تاریخی خود به پهلو، پهله و در نهایت با پذیرش قواعد آوایی زبان عربی و جانشینی حرف «ف» به جای «پ»، به صورت معرب «فهلوی» درآمد. این دگرگونی ظاهری نباید پدیدآورنده این برداشت اشتباه باشد که با واژهای اصالتاً عربی یا بیگانه روبهرو هستیم؛ چرا که فهلوی در اصل و ریشه، کاملاً ایرانی و منسوب به سرزمین پهله یعنی بخشهای وسیعی از غرب و مرکز ایران شامل همدان، اصفهان، ری، لرستان و آذربایجان است. در تبیین کاربرد واقعی و اصطلاحی آن، فهلوی عموماً به سرودهها، دوبیتیها و اشعار محلی اطلاق میشود که به گویشهای بومی این مناطق سروده میشدند و در تاریخ ادبیات به «فهلویات» شهرت یافتهاند. نمونه بارز و ملموس این کاربرد ادبی را میتوان در ترانههای سوزناک و دلنشین باباطاهر عریان یا فهلویات منسوب به کشفالاسرار و دیوانهای کهن یافت که نشاندهنده جریان داشتن یک زبان زنده و تودهای در میان مردم آن سامان بوده است. برای درک دقیق این مفهوم، ترسیم مرز میان واژههای نزدیک و همخانواده ضرورت دارد. تفاوت بنیادین فهلوی با «پهلوی» در این است که پهلوی عمدتاً به زبان رسمی، کتبی و دیوانی دوران ساسانی (فارسی میانه) یا زبان پارتی اشکانی اشاره میکند، در حالی که فهلوی بار گویشی، محلی و ادبی دوران اسلامی را به دوش میکشد. از سوی دیگر، تفکیک آن از زبان «دری» نیز حائز اهمیت است؛ زیرا دری زبان رسمی، درباری و معیار خاستگاههای شرقی ایران و خراسان بزرگ بود که به مرور زمان به زبان معیاربومی و ادبی سراسر ایران تبدیل شد، در حالی که فهلوی نشاندهنده ساختار زبانی لایههای غربی و مرکزی ایران بود که شکلی محلیتر و متمایز داشت. متأسفانه در بستر جامعه و حتی در سطوح عمومی، برداشتهای اشتباه متعددی پیرامون این واژه شکل گرفته است؛ عدهای به دلیل ظاهر معرب آن، فهلوی را زبانی مجزا یا جزئی از فرهنگ غیرایرانی میدانند، و عدهای دیگر آن را به غلط با فارسی نو یا عربی محض خلط میکنند. حقیقت آن است که فهلوی حلقه واسط زبانی و یادگاری از تنوع گویشی ایران است که اصالت خود را در بطن فرهنگ عامه حفظ کرد. نکته کاربردی و ارزشمند در بررسی فهلوی، اهمیت بیبدیل آن در مطالعات امروزین مردمشناسی، زبانشناسی تطبیقی و بومشناسی فرهنگی است. شناخت فهلوی و فهلویات به پژوهشگران این امکان را میدهد که ریشههای مشترک و پیوندهای ناگسستنی میان گویشهای معاصر ایرانی نظیر لری، کردی، لکی، تاتی، تالشی و مازندرانی را با زبانهای باستان کشف کنند. این واژه به ما یادآوری میکند که هویت فرهنگی ایران همواره موجودیتی چندصدایی، پویا و منسجم بوده که توانسته است اصالت غنی خود را در قالب شعر، موسیقی و ادبیات شفاهی در طول قرنها پاسداری کند و به نسلهای بعدی انتقال دهد.