یعنی چه
این عبارت ترکیبی عطفی از دو واژه عربی «قید» (به معنی بند و زنجیر) و «حبل» (به معنی طناب و ریسمان) است. در ادبیات و متون عرفانی، این ترکیب به عنوان کنایهای از حجابهای مادی، تعلقات دنیوی و بندهایی که مانع عروج و رهایی روح انسانی میشوند، استفاده شده است.
تلفظ
واژه اول «قَید» (Qayd) با فتح قاف و سکون یاء، و واژه دوم «حَبل» (Habl) با فتح حاء و سکون باء تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ به راهنمای «بند و ریسمان» یا «زنجیر و طناب» که ۷ حرف دارد، عبارت «قید و حبل» است.
به انگلیسی
در متون ادبی و برگردانهای انگلیسی، این ترکیب با توجه به بافتار متن به صورت بندها، زنجیرها و ریسمانها ترجمه میشود.
به عربی
ریشه هر دو کلمه عربی است و در زبان مبدأ نیز به همین صورت یا به شکل جمع (القیود والحبال) برای بیان مفهوم اسارت و بستن استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل و رایج این ترکیب در زبان فارسی عباراتی چون «بند و رسن»، «بند و زنجیر»، «پایبند» و «غل و زنجیر» هستند.
در قرآن
ترکیب عینی «قید و حبل» در قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، واژه «حبل» بارها از جمله در تعابیری مانند «حَبْلِ الْوَرِيدِ» (رگ گردن) و «بِحَبْلِ اللَّهِ» (ریسمان الهی) به کار رفته است. واژه «قید» نیز به صورت مفرد نیامده، اما مفاهیم همخانواده و نزدیک به آن مانند «أصْفَاد» (غل و زنجیرها) در آیات دیده میشود.
نماد چیست
در ادبیات سمبولیک و عرفانی (مانند رسالة الطیر ابنسینا)، این ترکیب نمادی از بندهای مادی است که پرنده جان را اسیر خاک کردهاند. گشودن این قید و حبال، نماد تزکیه نفس، مرگ ارادی یا رهایی روح و پرواز به سوی عالم ملکوت است.
جمعبندی و توضیح کامل قید و حبل
عبارت «قید و حبل» یک ترکیب عطفی ساخته شده از دو واژه عربی است که وارد ادبیات فارسی شده است. این اصطلاح در معنای لغوی خود به هر نوع ابزار محکم کردن، بستن و اسارت مانند بند، طناب، زنجیر و رسن اشاره دارد و در مسابقات و جدولها به عنوان یک عبارت ۷ حرفی شناخته میشود.
در نگاهی عمیقتر و با ورود به متون فلسفی و عرفانی کهن، این ترکیب معنایی کنایی و استعاری به خود میگیرد. دانشمندان و عارفانی چون ابنسینا از این اصطلاح برای توصیف تعلقات مادی و دنیوی استفاده کردهاند که مانند غل و زنجیر، مانع رشد معنوی و رهایی روح انسانی میشوند.
اگرچه این ترکیب به صورت یکجا و سرهم در قرآن کریم نیامده است، اما اجزای آن به طور جداگانه با کاربردهایی عمیق (مانند حبلالورید و حبلالله) حضور دارند که نشاندهنده ابعاد وسیع معنایی این واژگان در فرهنگ اسلامی و ایرانی است.