یعنی چه
برگهای تاروت یا کارتهای تاروت، مجموعهای شامل ۷۸ کارت تصویری ویژه است که در گذشته (قرن پانزدهم میلادی) در اروپا بیشتر برای انواع بازیهای ورق استفاده میشد. با گذشت زمان و از قرن هجدهم به بعد، این کارتها تغییر کاربری دادند و در سنتهای مختلف به عنوان ابزاری برای فالگیری، پیشگویی، تفسیر نمادها، کهنالگوهای روانی و خودشناسی به کار گرفته شدند.
تلفظ
عبارت «برگهای تاروت» از دو بخش تشکیل شده است: «برگها» که واژهای اصیل و فارسی است و در اینجا به معنی ورقهای بازی به کار رفته، و «تاروت» که یک وامواژه است و به صورت (tārot) تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در پاسخ به پرسشهایی مانند «ورقهای مخصوص طالعبینی»، «کارتهای اسرارآمیز فالگیری» یا «دسته ورق قدیمی اروپایی»، اصطلاح ۱۱ حرفی «برگ های تاروت» یا معادلهای کوتاه و بلند آن به کار میرود.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این مفهوم از اصطلاح Tarot cards یا عبارت Tarot deck (به معنی دسته کارتهای تاروت) استفاده میشود. واژه Tarot خود از واژه ایتالیایی Tarocchi ریشه گرفته است.
به فارسی
این عبارت یک ترکیب ترجمهای در زبان فارسی است. از آنجا که واژه «برگ» از قدیم در زبان فارسی به معنای ورقِ بازی (مثل برگهای آس یا حکم) به کار میرفته، ترکیب «برگهای تاروت» معادل دقیق و بومیشدهای برای Tarot cards است. از دیگر معادلهای آن میتوان به کارتهای تاروت و ورقهای تاروت اشاره کرد.
نماد چیست
برگهای تاروت در فرهنگ معاصر و روانشناسی تحلیلی (بهویژه مکتب یونگ) نماد ناخودآگاه، سفر درونی انسان و کهنالگوهای روانی هستند. این برگها به دو دسته اصلی تقسیم میشوند: دسته اول «آرکانای بزرگ» شامل ۲۲ کارت است که مراحلی از رشد روحی و تحولات بزرگ سرنوشت (مانند کارتهای ابله، مرگ، عشاق) را نمادپردازی میکند. دسته دوم «آرکانای کوچک» شامل ۵۶ کارت است که به چهار بخش جامها (نماد احساسات و آب)، شمشیرها (نماد تفکر و هوا)، چوبدستها (نماد خلاقیت و آتش) و سکهها (نماد مادیات و خاک) تقسیم شده و چالشهای روزمره زندگی را نشان میدهد.
جمعبندی و توضیح کامل برگ های تاروت
برگهای تاروت در اصل مجموعهای از کارتهای تصویری متمایز هستند که امروزه به عنوان ابزاری برجسته در دنیای طالعبینی، خودشناسی نمادین و روانشناسی تحلیلی شناخته میشوند. این اصطلاح در زبان فارسی یک ترکیب ترجمهای و ساختواژهای اصیل است که واژه بومی «برگ» (به معنای ورق بازی) را در کنار واژه بیگانه «تاروت» قرار داده است. ریشه لغوی واژه تاروت به طور دقیق مشخص نیست؛ اما مستندات تاریخی نشان میدهند که این کلمه از طریق واژه فرانسوی tarot و واژه ایتالیایی tarocchi به زبانهای دیگر راه یافته است. در گذشتههای دور، این کارتها صرفاً برای بازیهای گروهی در دربارها و جوامع اروپایی رنسانس استفاده میشدند و هیچ جنبه ماورایی یا اسرارآمیزی نداشتند.
کاربرد واقعی این عبارت را میتوان در جملاتی نظیر «او برای درک بهتر چالشهای روحی خود، به تفسیر نمادهای برگهای تاروت روی آورد» مشاهده کرد. این واژه تفاوت ظریفی با واژههای نزدیک به خود مانند «ورق بازی معمولی» یا «پاسور» دارد؛ چرا که برگهای تاروت با داشتن ۷۸ کارت و ساختار دوگانه آرکانای بزرگ و کوچک، سیستمی کاملاً پیچیده و مبتنی بر کهنالگوها را دنبال میکنند، در حالی که ورقهای بازی معمولی سیستم سادهتری دارند. همچنین باید توجه داشت که این کلمه در برخی متون فارسی به دلیل شباهت ظاهری ممکن است با واژه قرآنی و مذهبی «طاغوت» اشتباه گرفته شود؛ در حالی که تاروت هیچ ریشه، کاربرد یا اشارهای در قرآن کریم و زبان عربی اصیل ندارد و یک واژه کاملاً غربی و وارداتی است.
یکی از بزرگترین برداشتهای اشتباه درباره برگهای تاروت این است که عامه مردم باور دارند این کارتها دارای قدرتی جادویی برای پیشگویی حتمی آینده هستند. اما در دیدگاههای مدرن و معرفتشناختی، تاروت بیشتر به عنوان یک آینه روانی عمل میکند که به فرد اجازه میدهد از طریق تصاویر نمادین، به زوایای پنهان ناخودآگاه خود دسترسی پیدا کند. متضاد مفهومی این واژه را در رویکردهای فکری میتوان واژههایی چون «واقعیتسنجی»، «دانش تجربی» و «دلیل و برهان» دانست که در برابر تفکرات طالعگونه و شهودی قرار میگیرند.
از نظر ساختار نمادین، هر یک از این برگها پیام خاصی را حمل میکنند. دسته آرکانای بزرگ به سفر معنوی انسان اختصاص دارد و تحولات عمیق را نشان میدهد، در حالی که آرکانای کوچک به مسائل مادی، عاطفی و چالشهای روزمره تمرکز دارد. برای مثال، نماد جام در این کارتها بازتابدهنده عنصر آب و عواطف انسانی است و سکه یا پنتاکل بر جنبههای مالی و ثروت دلالت دارد.
به عنوان یک نکته کاربردی و فرهنگی، در سالهای اخیر استفاده از برگهای تاروت از فضای سنتی فالگیری خارج شده و به ابزاری برای ایده پردازی نویسندگان، هنرمندان و حتی برخی مشاوران روانی برای باز کردن گرههای ذهنی تبدیل شده است. شناخت درست این واژه به ما کمک میکند تا مرز میان خرافه، هنرِ نمادپردازی و ابزارهای تحلیل روانشناختی را بهتر درک کنیم و به دیدگاهی جامعتر درباره تاریخچه سرگرمیها و باورهای بشری دست یابیم.