معنی
واژه دقیق در زبان امروزی به عنوان صفت برای پدیدهها یا افرادی به کار میرود که درست، بیخطا، منضبط و کاملاً مطابق واقعیت یا اندازهگیری باشند. در متون کهن و ریشهشناسی اصلی، این واژه معنای باریک، نازک، لطیف و ریزپیکر نیز داشته و حتی به عنوان اسم در معنای آرد (ماده نرم و کوبیدهشده) استفاده میشده است.
یعنی چه
دقیق بودن یعنی توجه عمیق به جزئیات به گونهای که هیچ نکته ریز و مهمی از قلم نیفتد. این مفهوم در علم به معنای خطای اندازهگیری نزدیک به صفر و در رفتار انسانی به معنای انضباط، وقتشناسی و مسئولیتپذیری بالا تداعی میشود.
مترادف
متضاد
هم خانواده
ریشه
این واژه از ریشه عربی «د ق ق» به معنی ریز کردن، کوبیدن، خرد کردن و باریک شدن گرفته شده است. در سیر تحول معنایی خود در زبان عربی و ورودش به فارسی، مفهوم موشکافی، ریزبینی و دوری از خطا را به خود گرفته است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، واژه «دقیق» به عنوان پاسخ پرسشهایی نظیر «سنجیده و بیخطا»، «ریزبین» یا «باریک» کاربرد دارد که دقیقاً ۴ حرف دارد.
به انگلیسی
جمعبندی و توضیح کامل دقیق
واژه دقیق یکی از پرکاربردترین صفات در زبان فارسی است که ریشه در زبان عربی دارد و از مفهوم خرد کردن و باریک کردن به مفهوم ریزبینی و سنجیدگی تکامل یافته است. این واژه در دنیای امروز مترادف با نظم، حقیقتجویی و شفافیت علمی است و نقطه مقابل مفاهیمی چون سهلانگاری و حدسهای تقریبی قرار میگیرد.
بررسی لغوی این کلمه در واژهنامههای معتبری چون دهخدا و معین نشان میدهد که کاربرد قدیمی آن بیشتر به ویژگیهای فیزیکی مانند باریکی و ظرافت اشاره داشته، در حالی که کاربرد معاصر آن عمدتاً جنبههای ادراکی، محاسباتی و اخلاقی مانند وجدان کاری و اندازهگیریهای علمی بیخطا را در بر میگیرد.