یعنی چه
این کلمه در واقع یک ساختار فعلی عربی از ریشه (خ ر ج) است. با توجه به اعرابگذاری، میتواند فعل امر جمع مذکر مخاطب همراه با نون تاکید ثقیله باشد که معنای «قطعاً و حتماً بیرون کنید» میدهد، و یا در حالتی دیگر فعل ماضی جمع مؤنث غایب از باب افعال باشد به معنای «آن زنان بیرون آوردند/خارج کردند».
تلفظ
تلفظ رایج قرآنی و دستوری آن در حالت امر مؤکد به صورت «اُخ رُ جُن نَ» [oxrojonna] است که واو جمع در آن حذف شده و ضمه روی حرف جیم باقی مانده است.
در جدول
این کلمه ۵ حرف دارد و به عنوان پاسخ مستقیم برای پرسشهای مربوط به افعال قرآنی و عربی با مضمون «بیرون کنید» در جدولها کاربرد دارد.
به انگلیسی
در ترجمههای انگلیسی متون قرآنی، این واژه و مشتقات مؤکد آن با افعالی که شدت و قطعیت در بیرون راندن را میرسانند ترجمه میشود.
به عربی
این کلمه خود یک واژه و صیغه فعلی اصیل عربی است و ریشه آن «خ ر ج» (ثلاثی مجرد) و یا از باب افعال است.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای رساندن مفهوم تأکیدی این فعل، از قیدهایی مانند Mutlaka (حتماً) در کنار فعل امر استفاده میشود.
به فارسی
معادل مستقیم فارسی این واژه در متون ترجمهای، «حتماً اخراج کنید» یا «با قاطعیت بیرون برانید» است.
در قرآن
ریشه این کلمه و مشتقات تأکیدی آن در قرآن کریم بارها در سیاق دستور قاطع یا تهدید به اخراج (مانند آیه ۸۸ سوره اعراف: «لَنُخْرِجَنَّکَ یَا شُعَیْبُ...»؛ قطعاً تو را ای شعیب بیرون خواهیم کرد) به کار رفته است.
جمعبندی و توضیح کامل اخرجن
واژه «اخرجن» یک واژه اصیل فارسی نیست، بلکه یک ساختار دستوری و فعلی مشتق شده از زبان عربی است. این کلمه از ریشه ثلاثی مجرد «خ ر ج» ساخته شده و بسته به نوع اعرابگذاری، عمدتاً در متون مذهبی، قرآنی و تفاسیر اسلامی به معنای دستور قاطع و حتمی برای بیرون کردن و اخراج کردن گروهی به کار میرود.
از آنجا که این واژه یک فعل صرفشده عربی است، در زبان فارسی کاربرد عمومی و روزمره ندارد و ریشه، مترادف یا متضاد اصیل عامیانهای برای آن در ادبیات فارسی یافت نمیشود؛ بلکه صرفاً در ترجمه کلمه به کلمه متون دینی و مسابقات جدول به عنوان یک لغت پنجحرفی مطرح میگردد.