یعنی چه
این اصطلاح در متون فقهی، حقوقی و ادبی به معنی ستاندن جان، کشتن یا از بین بردن حیات یک موجود زنده بهکار میرود. واژه ازهاق از ریشه زَهَقَ به معنی نابودی و خروج است.
تلفظ
این ترکیب به صورت کسرِ همزه و سکونِ زاء (إِزْهاق) به همراه واژهٔ رُوح تلفظ میشود.
در جدول
پاسخ دقیق برای طراحان جدول بر اساس تعداد حروف، خود عبارت «ازهاق روح» (۸ حرفی) یا معادلهای آن نظیر «سلب حیات» است.
به انگلیسی
در متون حقوقی و رسمی بینالمللی، برای این اصطلاح بیشتر از عبارت Deprivation of life استفاده میشود.
به عربی
این واژه خود ریشه عربی دارد و در متون فقهی و کلاسیک عرب به صورت إزهاق النفس یا إزهاق الروح کاربرد فراوان دارد.
به فارسی
معادلهای روان و اصیل فارسی این ترکیب، عبارتهایی مانند «جانستاندن»، «کشتن» و «ستادن حیات» هستند.
در قرآن
عین ترکیب «ازهاق روح» در قرآن نیامده است، اما فعل آن از ریشه «ز هـ ق» مانند «وَتَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ» در آیات ۵۵ و ۸۵ سوره توبه به معنی خارج شدن جان کافران و منافقان آمده است. همچنین واژه «زهوق» به معنی نابودشونده در آیه ۸۱ سوره اسراء دیده میشود.
نماد چیست
این عبارت نماد انتزاعی مرگ، اضمحلال، پایان زندگی مادی و در برخی متون کنایه از عمل فرشته مرگ (ملکالموت) است و در حقوق، نماد وقوع جرم قتل یا سلب حق حیات محسوب میشود.
جمعبندی و توضیح کامل ازهاق روح
عبارت «ازهاق روح» یک ترکیب اصطلاحی عربی، فقهی و حقوقی است که در زبان و ادبیات فارسی کاربرد دارد. ریشه اصلی بخش اول آن «ز هـ ق» به معنای نابود شدن، درگذشتن و خارج شدن است و در ترکیب با «روح»، دقیقاً معنای سلب حیات، کشتن یا ستاندن جان را افاده میکند.
این اصطلاح در قوانین جزایی و کتب فقه اسلامی کاربرد ویژهای دارد و به عملِ صلب حیات از یک انسان (خواه عمدی و خواه غیرعمدی) در مباحثی چون دیات و قصاص اشاره میکند. اگرچه خودِ این ترکیب دو کلمهای در متن قرآن کریم به صورت مستقیم یافت نمیشود، اما مشتقات فعلی آن به زیبایی برای توصیف لحظه مرگ و خروج جان به کار رفتهاند.
در مجموع، این واژه در ساختار لغوی و جدولی به عنوان مترادفی برای قتل، اماته یا جانستاندن شناخته میشود و بار معنایی کاملاً رسمی، جدی و دانشنامهای دارد.