معنی
جسم تیز، نوکدار و سوزنیشکل که بر روی ساقه یا بدنهٔ برخی گیاهان (مانند گل رز و کاکتوس) یا پوست برخی جانوران (مانند خارپشت) میروید. این واژه در ادبیات به صورت مجازی به هر چیز آزاردهنده، رنجآور یا مانع نیز اطلاق میشود.
یعنی چه
خار در لغت به معنای ابزار دفاعی طبیعی گیاه یا جانور است که ساختاری سخت و نوکتیز دارد. در اصطلاح عامیانه و ادبی، به هر عامل مزاحم که مانع آسایش شود یا در دل و چشم بنشیند، خار میگویند. توجه شود که این واژه با «خوار» (به معنی پست و ذلیل) متفاوت است.
مترادف
واژههایی که بیشترین شباهت معنایی را با خار دارند، عمدتاً بر مفهوم تیزی و سوزنی بودن دلالت میکنند.
متضاد
این کلمات از نظر مفهومِ زبری و رنج، در تضاد با ساختار سخت و تیز خار قرار میگیرند و بیشتر جنبهٔ لطافت و زیبایی دارند.
هم خانواده
واژگانی که از ریشهٔ مشترک یا ترکیب با کلمهٔ خار ساخته شدهاند و به مکانها، موجودات یا ویژگیهای مرتبط با آن اشاره دارند.
ریشه
این واژه اصالت کاملاً ایرانی دارد. در زبان پهلوی (فارسی میانه) به صورت xār و در زبان اوستایی به صورت -xara به معنی تیز یا خار به کار میرفته و همریشه با واژههای هندواروپایی مرتبط با مفهوم زبری و تندی است.
جمله سازی
در جدول
در حل جدولهای متقاطع، برای راهنمای 'تیغ گیاه' یا 'عامل آزار'، کلمهٔ سه حرفی 'خار' پاسخ اصلی است.
به انگلیسی
رایجترین معادلهای این واژه در زبانهای دیگر به ساختار سوزنی گیاهان و جانوران اشاره دارد.
جمعبندی و توضیح کامل خار
واژهٔ «خار» یکی از کلمات اصیل زبان فارسی است که ریشه در دوران ایران باستان و زبان پهلوی دارد. این کلمه در معنای مادی خود به بخشهای تیز، برنده و سوزنیشکل گیاهانی مانند رز و کاکتوس، یا پوشش دفاعی جانورانی چون خارپشت دلالت میکند. در ساختار طبیعت، خار به عنوان یک ابزار تکاملی برای محافظت و دفاع از گیاه در برابر آسیبها عمل میکند.
در ادبیات فارسی و عرفان، خار فراتر از یک ساختار گیاهی، به یک نماد عمیق تبدیل شده است. این واژه معمولاً در تقابل با «گل» قرار میگیرد تا نشاندهندهٔ رنج در کنار زیبایی، سختیهای مسیر عشق، و موانع تزکیهٔ نفس باشد. ضربالمثلها و اشعار متعددی (مانند اشعار حافظ و سعدی) با استفاده از این مفهوم، به انسان یادآوری میکنند که دستیابی به هر مقصود ارزشمندی در زندگی، مستلزم تحمل سختیها و ناملایمات است.
از نظر نگارشی، همواره باید توجه داشت که این کلمه با واژهٔ همآوای خود یعنی «خوار» (به معنی پست، ذلیل و بیارزش) اشتباه گرفته نشود؛ چرا که هر یک دارای ریشه و معنای کاملاً متمایزی در زبان فارسی هستند.