معنی
این واژه دو معنای کاملاً متمایز دارد: ۱. خِرَد (با کسره) که به توانایی درک، تشخیص نیک و بد، عقل و فرزانگی اشاره دارد. ۲. خُرد (با ضمه) که به معنای تکههای ریز، کوچک، کمسن یا ناچیز است.
یعنی چه
در اصطلاح، خِرَد همان نیروی درونی و پویای عقل است که انسان را به سوی راستی هدایت میکند. در سوی دیگر، خُرد به هر چیز مادی یا غیرمادی اشاره دارد که از نظر حجم، ارزش یا سن در مرتبه پایینی قرار دارد.
مترادف
برای واژه خِرَد میتوان از کلماتی چون عقل، هوش، تدبیر و معرفت استفاده کرد. برای واژه خُرد نیز کلماتی مانند ناچیز، جزئی و کمسن معادلهای مناسبی هستند.
متضاد
نقطه مقابل خِرَد، نادانی، جهل و سفاهت است. در مقابل، متضاد واژه خُرد، کلماتی نظیر بزرگ، کلان، عظیم و مسن میباشند.
هم خانواده
واژگان خردمند و خردورز از ریشه خِرَد (عقل) ساخته شدهاند؛ در حالی که کلماتی مانند خردسال، خردهفروشی و خرد و خمیر با مفهوم خُرد (کوچک) در ارتباط هستند.
ریشه
واژه خِرَد از زبان پهلوی (Middle Persian) و کلمه xrad یا xrat بازمیگردد که در اوستایی xratu به معنی نیروی روحی و اراده بوده است. واژه خُرد نیز ریشه در واژه پهلوی xwurd یا xard به معنی کوچک یا ساییده شده دارد.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه خرد معمولاً به عنوان پاسخ برای طراحانی است که سؤالاتی با عنوان «عقل و دانایی» یا «کوچک و ناچیز» مطرح میکنند.
به انگلیسی
بسته به معنای مورد نظر، در زبان انگلیسی برای بعد عقلانی از کلماتی مانند Wisdom و Intellect استفاده میشود و برای بعد فیزیکی و اندازه از Small یا Tiny بهره میبرند.
جمعبندی و توضیح کامل خرد
واژه «خرد» یکی از زیباترین و اصیلترین کلمات زبان فارسی است که علیرغم ظاهر ساده و سهحرفی خود، بار معنایی بسیار عمیقی را به دوش میکشد. این کلمه با دو تلفظ خِرَد و خُرد، دو مفهوم کاملاً مجزا یعنی جهان اندیشه و عقلانیت از یک سو، و جهان مادی اشیاء ریز و کوچک را از سوی دیگر پوشش میدهد.
در فرهنگ ایرانی و ادبیات حماسی مانند شاهنامه فردوسی، «خِرَد» به عنوان برترین گوهر وجودی انسان و نمادی از نور و روشنایی درون ستایش شده است. در بعد مادی نیز کلمه «خُرد» اساس ساخت ترکیبات محاورهای و کاربردی فراوانی مانند خردسال و خردهفروشی قرار گرفته که نشاندهنده پویایی این واژه کهن در زندگی روزمره است.