یعنی چه
این واژه در لغتنامههای کهن عربی به عنوان صفتی تحقیرآمیز برای اشاره به فرد چاق، زمخت و سستعنصر به کار میرفته است. همچنین در ادبیات سیاسی، معادل اصطلاح «عفلقی» و منسوب به تفکرات حزب بعث است.
تلفظ
این کلمه با فتح عین، سکون فاء و فتح لام تلفظ میشود.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این کلمه بر اساس تعداد حروف دقیقاً «العفلق» (۶ حرف) است و معمولاً در پرسشهای مربوط به تاریخ سیاسی معاصر یا واژگان کهن عربی مطرح میشود.
به انگلیسی
بسته به زمینه متن، در معنای لغوی از کلمات توصیفیِ بدنی و در متنهای تاریخی از واژه بعثی استفاده میشود.
به ترکی
در زبان ترکی استانبولی برای معادل لغوی آن از صفات مربوط به سستی و سنگینی استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی این واژه در متون کهن شامل اصطلاحاتی چون شل، افتاده، سستبنیه و نادان است، اما در زبان فارسی معاصر بیشتر به عنوان مضافالیه (مانند رژیم عفلقی) کاربرد دارد.
در قرآن
واژه «العفلق» به هیچ عنوان در قرآن نیامده است. گاهی به دلیل شباهت ظاهری، آن را با واژه قرآنی «الفَلَق» (به معنی سپیدهدم) اشتباه میگیرند که این دو کاملاً از نظر ریشه و معنا با یکدیگر متفاوت هستند.
نماد چیست
این کلمه برخلاف واژه «فلق» که نماد روشنایی است، هیچ نماد مثبت یا مذهبی ندارد؛ بلکه در فرهنگ سیاسی معاصر ایران، به عنوان نمادی از رژیم متجاوز بعث عراق و تفکرات غیرانسانی آن دوره شناخته میشود.
جمعبندی و توضیح کامل العفلق
واژه «العفلق» در اصل یک صفت کهن، نادر و تحقیرآمیز در زبان عربی است که برای اشاره به افراد تنومند، سستبنیه، زمخت یا بیدستوپا به کار میرفته است. این کلمه به دلیل بار معنایی عامیانه و تند خود، جایگاهی در متون فصیح ادبی یا متون مقدسی مانند قرآن کریم ندارد و نباید با واژه قرآنی «الفلق» (به معنای سپیدهدم) اشتباه گرفته شود.
شهرت و کاربرد اصلی این واژه در زبان فارسی معاصر، ریشه در تاریخ سیاسی خاورمیانه دارد. این واژه به «میشل عفلق»، نظریهپرداز مسیحی سوری و بنیانگذار حزب بعث اشاره میکند. در دوران جنگ تحمیلی، رسانهها و ادبیات سیاسی ایران از اصطلاحاتی چون «رژیم عفلقی» یا «صدام عفلقی» برای نشان دادن ماهیت فکری و حزبی حکومت وقت عراق استفاده میکردند.
از نظر ساختار کلمهای، این واژه ششحرفی بوده و در فرهنگ لغات عربی ریشهای چهارحرفی دارد، هرچند برخی زبانشناسان آن را مشتق از ریشه سه حرفی به معنای گوشت اضافه دانسته و تفاسیر آناتومیک عامیانهای نیز برای آن ذکر کردهاند که امروزه کاربرد ادبی ندارند.