یعنی چه
الصدغ (صُدغ) در لغت به معنی بخش جانبی سر یعنی شقیقه یا گیجگاه است که میان چشم و گوش قرار دارد. در اصطلاح ادبی، به موهایی که روی این قسمت از صورت آویزان میشود (موی بناگوش یا زلف) نیز صدغ میگویند.
تلفظ
این واژه در زبان عربی به صورت صُدْغ (Sudgh) یا صِدْغ تلفظ میشود و جمع تکسیر آن «أَصْداغ» است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، اگر نشانه کلمهای ۵ حرفی به معنی شقیقه یا گیجگاه عربی خواسته شود، «الصدغ» پاسخ آن است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای اشاره به این بخش از سر و صورت از واژه Temple استفاده میشود.
به عربی
این واژه اصل عربی دارد و برای اشاره به دو طرف سر و صورت به کار میرود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این واژه شامل گیجگاه و شقیقه (برای عضو بدن) و زلف، بناگوش یا کلالک (در کاربرد ادبی و موی کنار صورت) است.
در قرآن
کلمه الصدغ در آیات قرآن کاربرد مستقیم ندارد، اما در مباحث فقهی و ذیل تفسیر آیات مربوط به طهارت و وضو، درباره حد شستن یا مسح این ناحیه بحث میشود.
نماد چیست
در شعر و ادبیات کلاسیک فارسی و عربی، صدغ (موی تابخورده کنار پیشانی) به دلیل تیرگی و شکل خمیدهاش، نمادی برای شب تاریک، پیچیدگی زلف یار و کمند دلبستگی و عشق به شمار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل الصدغ
واژه «الصدغ» یا صُدغ یک کلمه با ریشه عربی است که به زبان فارسی نیز وارد شده است. این کلمه در معنای نخست و مادی خود به بخش جانبی سر انسان یعنی ناحیه شقیقه و گیجگاه (فاصله میان گوش و چشم) اشاره دارد. در آناتومی و پزشکی امروز نیز این بخش به عنوان استخوان گیجگاهی شناخته میشود.
در کاربرد دوم که بیشتر صبغه ادبی و شاعرانه دارد، صدغ به معنای موی بناگوش، زلف و طرهای از مو است که روی شقیقه میافتد. شاعران پارسیگوی و عربزبان در اشعار خود بسیار از این واژه بهره بردهاند و آن را به دلیل سیاهی و خمیدگیاش، به شب یا کمند عشق تشبیه کردهاند.