یعنی چه
این عبارت کنایی و عامیانه به وقوع یک رویداد غیرمنتظره، ناگهانی یا تصادفی اشاره دارد که بدون برنامهریزی قبلی و بر اساس بخت و تقدیر روزگار رخ میدهد. این اصطلاح میتواند بسته به لحن کلام، بار معنایی مثبت (از بختِ خوب) یا منفی (از بختِ بد) داشته باشد.
تلفظ
تلفظ این واژه به صورت دَست بَر قَضا است که در گفتار روان معمولاً سکون سین و تاء رعایت میشود.
در جدول
در حل جدول کلمات متقاطع، در پاسخ به راهنماهایی چون «اتفاقاً» یا «بهطور تصادفی»، کلمه اصلی با ۸ حرف «دست بر قضا» است و گزینههای کوتاهتر دیگر نیز میتوانند به عنوان جایگزین مد نظر قرار گیرند.
به انگلیسی
اصطلاحات انگلیسی فوق دقیقترین معادلها برای انتقال مفهوم رخ دادن تصادفی و بر حسب تقدیر یک امر هستند.
به عربی
در زبان عربی با توجه به بار مثبت یا منفی جمله میتوان از تعابیری همچون «من حسن الحظ» یا «من سوء الحظ» نیز استفاده کرد.
به فارسی
معادلها و واژههای سره یا رایج فارسی که دقیقاً همین معنا را میرسانند شامل مواردی چون «از بختِ روزگار»، «قدرتیِ خدا»، «بهطور غیرمنتظره» و «قضا را» هستند. واژههای متضاد آن نیز شامل «عامدانه»، «متعمداً»، «با برنامهریزی قبلی» و «از روی قصد» میشود.
در قرآن
ترکیب اصطلاحی و فارسی «دست بر قضا» در متن قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، ریشه واژه عربی «قضا» بارها در قرآن به کار رفته و دارای مفاهیم مهمی چون حکم الهی، تقدیر، خلق کردن و حتمیت است؛ مانند آیه ۲۳ سوره اسراء: «وَقَضَىٰ رَبُّكَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِيَّاهُ».
جمعبندی و توضیح کامل دست بر قضا
اصطلاح «دست بر قضا» یکی از تعابیر کنایی و قیدهای پرکاربرد در زبان فارسی گفتاری و ادبی است. این عبارت از ترکیب واژه فارسی «دست» (که در اینجا مجازاً به معنی قدرت، کنترل یا کارکرد است) با حرف اضافه «بر» و واژه عربی «قضا» (به معنی سرنوشت و تقدیر حتمی) ساخته شده است. از نظر ریشهشناسی کنایی، این اصطلاح مفهوم «دست پنهان تقدیر اینگونه رقم زد» را به ذهن متبادر میسازد و نشاندهنده ریشهدار بودن فرهنگ تقدیرگرایی در زبان عامه است.
این عبارت زمانی به کار میرود که سخنگو میخواهد به طنز تقدیر یا وقوع یک حادثه غیرمنتظره و کاملاً تصادفی اشاره کند که فراتر از اراده و برنامهریزی انسان رخ داده است. برای مثال در جملاتی مانند «دست بر قضا همان روز او را در خیابان دیدم»، این اصطلاح نقش پیونددهنده داستان به یک چرخش ناگهانی را ایفا میکند.
در ساختار واژگانی، هرچند که این عبارت خود یک ترکیب اصطلاحی مستقل است، اما جزء عربی آن (قضا) با کلماتی چون قاضی، مقتضی، قضاوت و انقضا همخانواده است. این اصطلاح در زبانهای دیگر معادلهای دقیقی دارد که همان بار معنایی شانس و رخداد بیمقدمه را منتقل میکنند.