یعنی چه
این واژه در ادبیات کلاسیک فارسی به دو معنای عمده به کار رفته است؛ نخست در مفهوم مادی به معنی کسی که در حال عبور و گذشتن از راهی است (رهگذر)، و دوم در مفهوم فلسفی و ادبی به معنی موجود یا موقعیتی که ماندگار نیست و به زودی سپری میشود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه با فتح باء و ضم ذال به صورت بَرگُذَر است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی نظیر عابر، رهگذر، فانی و ناپایدار به عنوان راهنما برای واژه ۵ حرفی برگذر قرار میگیرند.
به انگلیسی
بسته به متن، برای معنی انسانی آن از passerby و برای مفهوم فلسفی و صفتی آن از واژههایی چون transient یا fleeting استفاده میشود.
به عربی
در زبان عربی دقیقترین معادل برای جنبهٔ انسانی آن عابر یا عابر سبیل است و برای جنبهٔ حکمی آن کلمه فانی به کار میرود.
به فارسی
مترادفهای اصیل فارسی این کلمه شامل عابر، رهگذر، مسافر، فانی، زودگذر، نماندنی و مجتاز هستند که همگی بار معنایی حرکت و عدم سکون را دلالت میکنند.
نماد چیست
در اشعار حکمی بزرگانی چون فردوسی در شاهنامه، این واژه نماد و استعاره از زودگذر بودن جهان مادی است؛ آنجا که میفرماید «سرای سپنجیست و ما برگذر»، جهان را کاروانسرا و انسان را مسافری در حال عبور ترسیم میکند.
جمعبندی و توضیح کامل برگذر
واژهٔ «بَرگُذَر» یک صفت مرکب کهن و اصیل در زبان فارسی است که از ترکیب پیشوند «بر» و بن مضارع «گذر» (از مصدر گذشتن) ساخته شده است. این واژه در متون نظم و نثر کلاسیک فارسی، به ویژه در شاهنامه فردوسی، کاربرد ویژهای داشته و نشاندهنده غنای واژگانی زبان فارسی در بیان مفاهیم عمیق انسانی و فلسفی است.
از نظر معنایی، برگذر دلالت بر هر چیز غیرساکن و در حال عبور دارد. این مفهوم هم میتواند به یک شخص عابر در خیابان اشاره داشته باشد و هم در مرتبهای والاتر و ادبی، به عنوان نمادی برای توصیف احوال انسان در این جهان به کار رود که عمرش پایدار نیست و به سرعت رو به پایان میرود.
بررسی ساختار این کلمه پنجحرفی نشان میدهد که ریشههای عمیقی در فرهنگ و ادبیات اندرزی ما دارد. متضادهایی همچون جاوید، ماندگار و ابدی در برابر آن قرار میگیرند تا به بهترین شکل، تقابل میان امر فانی و امر مطلق را در جهانبینی شاعران گذشته به تصویر بکشند.