یعنی چه
این واژه دو وجه معنایی عمده دارد: نخست به عنوان فعل (صیغه دوم شخص مفرد از برگذشتن) به معنی «عبور کنی و رد شوی» که در اشعار کهن مانند مولوی به کار رفته است. دوم به عنوان اسم مصدر یا شکل انتزاعی از برگذشتن به معنی سپری شدن زمان یا گذر از یک رخداد. گاهی نیز در نگارش عامیانه با واژه «برگزاری» (برپا داشتن مراسم) اشتباه گرفته میشود.
تلفظ
در حالت فعلی اصیل به صورت بَر-گُ-ذَ-ری (bargozari) تلفظ میشود که از پیشوند «بر» و ریشه «گذشتن» ساخته شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، کلمه «برگذری» دقیقاً یک پاسخ ۶ حرفی است که به عنوان معادل عبور کردن، بریدن یا رد شدن زمان کاربرد دارد.
به انگلیسی
برای حالت فعلی و مفهوم عبور و مرور از واژههای Pass یا Cross استفاده میشود و برای سپری شدن زمان Elapse یا Go by مناسب است.
به عربی
در زبان عربی با توجه به ریشه حرکت و عبور، افعالی نظیر مرّ و عبر معادل دقیق حالت فعلی آن هستند.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی آن شامل بگذری، رد شوی، سپری کنی و درگذری است. این واژه کاملاً پارسی اصیل (دری) بوده و از پیشوند «بر-» به همراه ریشه باستانی vi-car (گذشتن/گزاردن) ساخته شده است.
نماد چیست
در ادبیات عرفانی و کلاسیک فارسی، ریشه این واژه (گذر و برگذشتن) نمادی از بیثباتی جهان مادی، جریان همیشگی زمان و ضرورت گذشتن انسان از ظواهر دنیا برای رسیدن به حقایق باطنی است.
جمعبندی و توضیح کامل برگذری
واژه «برگذری» در زبان و ادبیات فارسی جایگاه دوگانهای دارد. از یک سو در متون کهن و اشعار کلاسیک (مانند اشعار مولانا) به عنوان فعل صیغه دوم شخص مفرد از مصدر «برگذشتن» به معنی عبور کنی، رد شوی یا فراتر روی به کار رفته است. از سوی دیگر، در ساختار اسم مصدری به مفهوم سپری شدن زمان و عبور کامل از یک رخداد تعبیر میشود، هرچند که در متون رسمی شکلِ «برگذشتن» پرکاربردتر و معیارتر است.
نکته مهم در بررسی این واژه، تمایز آن با خطای املایی رایج یعنی «برگذاری» است. طبق اصول دستور زبان فارسی امروز، برای مفاهیمی چون برپا کردن مسابقات یا اجرای مراسم، املای درست «برگزاری» (با حرف ز) است؛ بنابراین باید دقت داشت که «برگذری» مربوط به ریشه عبور و گذشتن است و نباید با فرآیند اجرایی همردیف فرض شود.