یعنی چه
این واژه در فرهنگهای لغات معتبر و کهن به عنوان یک مدخل مستقل و اصیل ثبت نشده است. در واقع این عبارت یک کلمه مرکب حرفاضافهای است که از ترکیب نشانه «بِـ» و واژه «شرع» ساخته شده و معنای «طبق قانون دین» را میدهد. در تحلیلی دیگر، برخی آن را ترکیبی مصنوعی از دو مفهوم «بَشَر» (انسان) و «شَرع» (قانون مذهبی) میدانند.
تلفظ
تلفظ رایج و استاندارد آن در زبان فارسی به صورت ترکیب حرف جر، «بِشَرع» است. در صورتی که منظور از آن ترکیب دو واژهٔ بشر و شرع باشد، به صورت «بَشَرع» قرائت میشود.
در جدول
کلمه «بشرع» دقیقاً از ۴ حرف تشکیل شده است. در طراحهای جدول کلمات متقاطع، این واژه معمولاً به عنوان پاسخ برای پرسشهایی با مضمون «بر پایه شریعت» یا «به طور قانونی و دینی» مد نظر قرار میگیرد.
به انگلیسی
برای انتقال مفهوم مذهبی و فقهی این واژه در زبان انگلیسی از عباراتی استفاده میشود که به قوانین مذهبی یا شریعت اسلامی اشاره دارند.
به عربی
در زبان عربی برای بیان این حالت از ترکیب حرف جر «بـ» با الکلام یا ساختار تنویندار ریشه اصلی استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای روان و جایگزین این واژه در زبان فارسی شامل عباراتی نظیر «دادآیین»، «روامند»، «آیینی» و اصطلاحات متداول مذهبی و قانونی است.
در قرآن
ترکیب یکجای «بشرع» در متن قرآن کریم وجود ندارد. با این حال، ریشههای سازنده آن یعنی «بشر» (به معنی انسان) و ریشه «شرع» (مانند واژه شَرَعَ در آیه ۱۳ سوره شوری و شِرْعَةً در آیه ۴۸ سوره مائده) به وفور در مفاهیم هدایتی و تشریعی قرآن به کار رفتهاند.
نماد چیست
این واژه یک اصطلاح فقهی و حقوقی است و نماد مادی یا اسطورهای خاصی در فرهنگها ندارد؛ اما از نظر تاویل مفهومی، میتواند به عنوان نمادی از «انسان در چارچوب شریعت» یا «پایبندی به احکام دین» در نظر گرفته شود.
جمعبندی و توضیح کامل بشرع
واژه «بشرع» در فرهنگ لغات بزرگ و کلاسیک فارسی مانند دهخدا، معین یا عمید به عنوان یک مدخل مستقل و واژه اصیل تاریخی ثبت نشده است. این عبارت در واقع یک ساختار ترکیبی و حرفاضافهای است که از پیوند نشانه «بِـ» با کلمه عربی «شرع» پدید آمده و در متون فقهی و حقوقی به معنای «بر پایه شریعت» یا «به طور مشروع» استفاده میشود.
از دیدگاه زبانشناسی معاصر، گاهی این واژه به عنوان یک ترکیب مصنوعی از دو ریشه «بشر» (انسان) و «شرع» (آیین الهی) نیز تحلیل میشود تا مفهوم انسانِ قانونپذیر در پیشگاه دین را افاده کند؛ گرچه این کاربرد سابقه مستندی در ادبیات کهن ندارد.
در نهایت، این کلمه در ساختار چهارحرفی خود در جدولها کاربرد دارد و نمادی از تسلیم بودن در برابر قانون و حرکت در مسیر احکام مذهبی به شمار میرود و معادلهای خارجی آن نیز بر همین وجهه قانونی و فقهی دلالت دارند.