یعنی چه
این واژه در فارسی معیار به صورت مستقل و رسمی رایج نیست و بیشتر به عنوان یک ساخت مجهولنما یا انفعالی برگرفته از ریشه عربی «خوف» شناخته میشود که معنای تحتاللفظی آن «ترسیده شد» یا «ترس به او وارد شد» است.
تلفظ
تلفظ این واژه با کسره روی همزه، سکون روی نون و فاء به صورت (اِنْخافْ) صورت میگیرد.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، در صورت مواجهه با این واژه، پاسخ خود «انخاف» با ۵ حرف است.
به انگلیسی
عبارتهای انگلیسی فوق معادلهای معنایی نزدیکی برای رساندن مفهوم حالت انفعالی ترس هستند.
به فارسی
معادلهای دقیقتر و رسمیتر این واژه در زبان فارسی روان شامل «ترسید»، «هراسان شد» و «دچار ترس شد» میباشند.
در قرآن
خود این ساخت صرفی در متن قرآن وجود ندارد، اما ریشه اصلی آن یعنی «خ و ف» در قالبهای گوناگونی مانند «خافَ»، «یَخافُونَ» و «خَوْفٌ» (مانند آیه لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ) بارها تکرار شده است.
نماد چیست
در متون ادبی و فرهنگ عامه، ریشه این کلمه نشاندهنده غافلگیری، اضطراب و در مفاهیم دینی نماد خوف الهی و هشیاری وجدان در برابر خطاست.
جمعبندی و توضیح کامل انخاف
واژهٔ «انخاف» یک کلمهٔ اصیل و معیار در زبان فارسی نیست، بلکه ساختاری مأخوذ از زبان عربی و مشتق از ریشهٔ «خ و ف» (خوف) است. این واژه از نظر صرفی حالت انفعالی یا مجهولنما را تداعی میکند و به معنای «ترسیده شدن»، «ترس به او وارد شدن» یا «دچار هراس شدن» به کار میرود.
در زبان فارسی رسمی، به جای استفاده از این صورت واژگانی، از فعلها و عبارات روانی چون «ترسید»، «بیمناک شد» یا «هراسان گردید» استفاده میشود. همچنین این کلمه با همین شکل ظاهری در قرآن مجید نیامده است، هرچند که ریشه آن کاربرد فراوانی در آیات دارد.
در مجموع، کاربرد این واژه بسیار محدود بوده و بیشتر در ترجمههای تحتاللفظی متون قدیمی یا برخی لهجههای گفتاری عربی دیده میشود و در بازیهای کلماتی و جدولها به عنوان یک کلمه ۵ حرفی با مفهوم هراس شناخته میشود.