یعنی چه
این واژه به صورت مدخل مستقل در واژهنامههای شاخص فارسی ثبت نشده است؛ اما ترکیبی از واژه «طبع» (خوی و مزاج) و پسوند تصغیر/تحقیر «ـک» است که جهت کوچک شمردن یا تحقیر سرشت یک فرد به کار میرود.
تلفظ
تلفظ صحیح این واژه در زبان فارسی به صورت طَبْعَک (tab'ak) با فتح طاء، سکون باء و فتح عین است.
در جدول
کلمه «طبعک» در جدولهای متقاطع کلمهای ۴ حرفی محسوب میشود که ریشه در متون کهن منظوم دارد.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی معادل دقیقی برای این ترکیب مصغر وجود ندارد، اما بر اساس مفهوم تحقیرآمیز آن عباراتی که به ذات پست یا حیلهگر اشاره دارند مناسب هستند.
به ترکی
در زبان ترکی معادل مستقلی برای ساختار مصغر این کلمه نیست، ولی میتوان از اصطلاحات مربوط به فرومایگی و بدخویی استفاده کرد.
به فارسی
معادلهای کاربردی این واژه در فارسی معیار شامل مفاهیمی چون بدذات، مکار، فرومایه و کسی است که سرشت و منش ناچیزی دارد.
نماد چیست
این کلمه در ادبیات کلاسیک فارسی (بهویژه در اشعار هجوی خاقانی شروانی) نمادی از فرومایگی اخلاقی، پستی سرشت و رفتارهای مکارانه است.
جمعبندی و توضیح کامل طبعک
واژه «طبعک» در لغتنامههای بزرگ و معتبر زبان فارسی مانند دهخدا، معین و عمید به عنوان یک مدخل مستقل و مفرد ثبت نشده است. این کلمه در واقع یک ترکیب زبانی است که از واژه عربی «طبع» (به معنی خوی، سرشت و مزاج) و پسوند تصغیر و تحقیر فارسی «ـک» ساخته شده است.
نمونه عینی و بارز کاربرد این واژه در ادبیات فارسی در شعر خاقانی شروانی دیده میشود که در مقام هجو، آن را به صورت صفت مرکب «روباهطبعک» به کار برده تا به خوی پست، مکارانه و ناچیز شخص اشاره کند. همچنین در زبان عربی ترکیب «طَبْعَکَ» به معنای «خوی تو» (اسم به همراه ضمیر متصل) ساختار متفاوتی دارد.