یعنی چه
این عبارت از دو بخش «منسوب» (وابسته و نسبتدادهشده) و «ستر» (پرده، پوشش و مخفی کردن) تشکیل شده است. در نتیجه به هر چیز یا هر کسی که به نوعی با پردهنشینی، پوشیدگی، رازپوشی یا عفاف در ارتباط باشد، منسوب به ستر میگویند.
تلفظ
تلفظ این ترکیب به صورت [mansub-e setr] است که در آن واژهٔ منسوب با ضمه روی نون و واژهٔ ستر با کسرهٔ سین خوانده میشود.
در جدول
عبارت اصلی در طراحهای جدول ده حرف دارد، اما صفت نسبی مستقیم و تککلمهای آن در متون کهن لغوی «ستری» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به سیاق متن، از واژههایی که به مفاهیم حجاب، پوشش و پنهانسازی اشاره دارند استفاده میشود.
به عربی
ریشهٔ هر دو واژه عربی است و در زبان عربی به صورت ترکیب اضافی یا وصفی برای بیان صفت پوشیدگی استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای فارسی اصیل و واژگان جایگزین برای این مفهوم شامل پردگی، پوشیده، درونپردگی، مخفی و عفیف هستند.
در قرآن
عین ترکیب «منسوب به ستر» در قرآن کریم وجود ندارد، اما واژهٔ «سِتْر» یکبار در آیه ۹۰ سوره کهف به معنی پوشش و سایبان در برابر آفتاب به کار رفته است. همچنین مشتقات دیگر آن مانند «مستور» در آیه ۴۵ سوره اسراء به صورت «حجاباً مستوراً» دیده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل منسوب به ستر
عبارت «منسوب به ستر» ترکیبی است که از ریشههای زبان عربی وارد ادبیات فارسی شده و به طور کلی به مفهوم وابستگی به پوشش، حجاب، درونپردگی و پنهانکاری اشاره دارد. در لغتنامههای کهن، صفت نسبی مستقیم حاصل از این مفهوم را واژهٔ «سِتْری» ذکر کردهاند که شخص یا شیء منسوب به پرده و حیا را میانبر میزند.
این اصطلاح در کنار معنای لغوی و ظاهری خود که همان پوشاندن و مخفی کردن است، در ادبیات، اخلاق و عرفان فارسی معنایی کنایی و مجازی یافته است؛ به طوری که مفهوم عفت، پاکدامنی، رازداری و صفت ستاریت پروردگار (پوشاندن خطاها و عیوب بندگان) را متبادر میکند و نشاندهندهٔ ارزش بالای حفظ حریم و آبرو در فرهنگ سنتی است.