یعنی چه
این واژه به اشیاء بدلی، مهرههای سفید و ارزانقیمت، خردهشیشه یا سفالینههای بیارزش اطلاق میشود که در ظاهر ممکن است شبیه به گوهری گرانبها به نظر برسند اما اصالتی ندارند.
تلفظ
این کلمه در منابع لغوی به صورت مَشْخَلَب یا به صورت مقلوب مَخْشَلَب تلفظ میشود و وزنی معرّب دارد.
در جدول
پاسخ مد نظر در جدول خود کلمهٔ «مشخلب» با ۵ حرف است. طراحان جدول معمولاً آن را به عنوان معادل مهرهٔ بیارزش یا سفال شکسته میآورند.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی بسته به کاربرد دقیق متن، به مرواریدهای مصنوعی و بدلی یا مهرهها و تکههای شیشه شبیه به آن گفته میشود.
به عربی
این واژه در زبان عربی به صورت معرب به کار رفته و لغتشناسانی چون ابنمنظور در لسانالعرب به کاربرد آن اشاره کردهاند.
به فارسی
برگردان دقیق و روان واژه در زبان فارسی امروزی شامل کلماتی چون سفالینه، شیشه خرده، بدل و مهرههای ناچیز است.
نماد چیست
این کلمه در ادبیات نمادی از اشیاء یا سخنانی است که در باغ سبز نشان میدهند اما درونمایه و ارزش واقعی ندارند؛ مانند مرواریدی که در اصل یک مهرهٔ شیشهای یا سفالی ساده است.
جمعبندی و توضیح کامل مشخلب
واژهٔ «مشخلب» که به صورت «مخشلب» نیز در متون لغوی ثبت شده، کلمهای غیرعربی (معرب) است که به لغت عراقی قدیم یا زبانهای باستانی بینالنهرین نسبت داده میشود. این واژه در اصطلاح به معنای قطعهای از شیشهٔ شکسته، سفالینه، مرواریدهای بدلی و زیورآلات بسیار ارزانقیمت و بیارزشی است که از مهره یا لیف خرما ساخته میشوند. در لغتنامههای معتبری نظیر لسانالعرب تأکید شده که این لفظ بر وزن ساختارهای اصیل زبان عربی نیست.
در قلمرو ادبیات، این کلمه کاربرد کنایی جذابی دارد و به عنوان نمادی برای «ظاهر فریبنده اما بیارزش» یا امر بدلی در برابر امر اصیل به کار میرود. برای نمونه، متنبی شاعر نامدار عرب در یکی از اشعار معروف خود از این تقابل استفاده کرده تا نشان دهد چگونه یک کلام فوقالعاده اصیل و زیبا میتواند مرواریدهای واقعی را در نظر شنونده مانند یک مهرهٔ بیارزش (مخشلب) جلوه دهد.