یعنی چه
تنکخردی در لغت به معنی نازکی و اندک بودن عقل است. این واژه به ویژگی فردی اشاره دارد که عمق اندیشه ندارد، افکارش سطحی است و دچار سبکمغزی یا ضعف شناخت و تصمیمگیری است.
تلفظ
این واژه از سه بخش «تُنُک» (به معنی نازک و کم)، «خِرد» (به معنی عقل) و «ی» (پسوند مصدری) تشکیل شده است.
در جدول
پاسخ دقیق برای این واژه ۷ حرف دارد. با توجه به تعداد حروف جدول خود، میتوانید از جایگزینهایی مثل سفاهت یا کمعقلی نیز استفاده کنید.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای رساندن مفهوم کممایگی عقل و سطحینگری از این اصطلاحات استفاده میشود.
به ترکی
در ترکی استانبولی برای توصیف این واژه از معادلهایی که به حماقت یا کمی و سطحی بودن فکر اشاره دارند، استفاده میشود.
به فارسی
واژگان هممعنی و جایگزین در زبان فارسی شامل سخافت عقل، بیخردی، کمخردی، سبکمغزی و نادانی هستند که همگی بر عدم پختگی ذهنی دلالت دارند.
نماد چیست
این واژه یک مفهوم انتزاعیِ اخلاقی و عقلی است و نماد مادی یا تصویرسازی مشخصی در فرهنگها ندارد؛ اما در ادبیات، ادیبان گذشته از آن به عنوان ضدّ ارزش عقلانی و تمثیلی از یک ظرف نازک و شکستنی یاد میکردند که عمق و استقامت اندیشه را ندارد.
جمعبندی و توضیح کامل تنک خردی
تنکخردی یک ترکیب وصفی اصیل و فصیح در زبان فارسی است که از ریشههای پهلوی «تُنُک» (به معنی نازک و رقیق) و «خِرد» (به معنی عقل و دانش) ساخته شده است. این واژه در متون کهن و ادبیات فارسی برای توصیف افرادی به کار میرفته که فاقد ژرفای اندیشه هستند و تفکری سطحی و آسیبپذیر دارند؛ درست مانند ظرفی نازک که با کوچکترین ضربهای میشکند.
این واژه اگرچه به صورت مستقیم در متن قرآن کریم نیامده است، اما از نظر معنایی کاملاً با مفهوم قرآنی «سَفَه» یا «سفاهت» (مانند آیه ۱۳۰ سوره بقره) مطابقت دارد که به خوار کردن خود از روی نادانی و سبُکعقلی اشاره میکند. در متون عربی نیز دقیقاً به سفاهت و سخافت عقل ترجمه میشود.
در دنیای امروز و در ساختارهای واژگانی، تنکخردی به عنوان متضاد مفاهیمی چون فرزانگی، حکمت، دانایی و ژرفخردی شناخته میشود و ابزاری ادبی برای نشان دادن ضعف شناخت، ناپختگی ذهنی و تصمیمگیریهای نسنجیده در انسان است.