یعنی چه
این اصطلاح کنایه از توانایی بسیار زیاد، استقامت و لیاقت فرد در پیشبرد امور سخت است. وقتی کسی کاری را انجام میدهد که از عهده چند نفر برمیآید یا توانمندی بالایی نشان میدهد، میگویند ده مرده حلاج است. همچنین در مقام سنجش و آزمودن ادعای کسی میگویند: «ببینیم چند مرده/ده مرده حلاجی؟»
تلفظ
تلفظ این عبارت کنایی به صورت فک اضافه و سکون روی حروف راء و دال در «مرده» است: dah-marde hallāj budan.
در جدول
در جدولهای کلمات متقاطع، پاسخ این اصطلاح دقیقاً ۱۴ حرف دارد. شکل دیگر و رایجتر آن «چند مرده حلاج بودن» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی معادل دقیقی برای واژه حلاج در این سیاق نیست، اما از اصطلاحات توصیفی یا کنایههایی مانند ارتش یکنفره برای رساندن این معنا استفاده میشود.
به فارسی
معادلهای اصیل فارسی این عبارت شامل تعابیری همچون «یکتنه به میدان زدن»، «ده مرده کار بودن»، «سرآمد بودن» و «از پس کارهای سترگ برآمدن» است.
در قرآن
این عبارت یک اصطلاح کاملاً عامیانه، کنایی، ادبی و تاریخمحورِ فارسی است و هیچ ریشه، لغت یا کاربردی در متن قرآن کریم ندارد.
نماد چیست
این اصطلاح نمادی از قدرت و توان کاری بالا است و گاهی نیز با لحنی طعنهآمیز برای به چالش کشیدن و آزمودن ادعاهای بزرگ یک فرد به کار میرود.
جمعبندی و توضیح کامل ده مرده حلاج بودن
اصطلاح کنایی «ده مرده حلاج بودن» که شکل مبالغهآمیزتر و کهنترِ «چند مرده حلاج بودن» است، در فرهنگ و ادبیات فارسی برای توصیف افرادی به کار میرود که از زیرکی، زرنگی، استقامت و توانمندی شگرفی برخوردارند. این عبارت نشاندهنده ظرفیت بالای یک فرد است که میتواند یکتنه بار مسئولیت یا کار سنگینی را به دوش بکشد که معمولاً مستلزم نیروی چندین مردِ قوی است.
ریشه تاریخی و عامیانه این مَثَل به پایمردی و سرسختی حسین بن منصور حلاج (عارف نامدار قرن سوم و چهارم هجری) پیوند خورده است؛ کسی که در فرهنگ توده به مظهر مقاومت و پافشاری بر عقیده تا پای جان تبدیل شد. از این رو، ترکیب مفهوم استقامتِ حلاج با صفت «ده مرده» (به اندازه ده مردِ کارآمد)، تصویری از یک انسان همهفنحریف و فوقالعاده پرتوان را در ذهن مخاطب بازسازی میکند.