یعنی چه
تمریج در لغت به معنای روغنمالی کردن پوست (تدهین) و رها کردن چارپایان در چراگاه بدون ساربان است. در اصطلاح عرفانی و اخلاقی، به حالت آشفتگی، پریشانی و هرزهچرانی دل و افکار گفته میشود که در آن، قلب انسان بدون نگهبان رها شده و مأمن هر نوع وسوسه و فکر پراکندهای میگردد.
تلفظ
این واژه به صورت تَمْریج (Tamrij) تلفظ میشود و از نظر ساختار صرفی، مصدر باب تفعیل در زبان عربی است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلمات، واژه «تمریج» به عنوان پاسخ برای راهنماهای «آشفتگی و هرجومرج» یا «روغنمالی کردن پوست» به کار میرود و دقیقاً ۵ حرف دارد.
به انگلیسی
بسته به متن و کاربرد، برابرهای متفاوتی در انگلیسی دارد؛ در مفاهیم روانشناختی و اخلاقی معادل سرگردانی ذهنی و در معنای لغوی معادل تدهین است.
به عربی
این واژه خود اصالتاً عربی است و در این زبان برای بیان حالات اضطراب، مخلوط شدن امور یا بیپناه رها شدن به کار میرود.
به فارسی
معادلهای دقیق فارسی این کلمه شامل آشفتگی، نابسامانی، پریشانی اندیشه، هرزهچرانی دل و تدهین (مالیدن روغن بر تن) است.
نماد چیست
تمریج در فرهنگ عامه نماد گرافیکی خاصی ندارد، اما در ادبیات سلوک و اخلاق اسلامی، نمادی از قلب غافل و بیقیدوبند است که مانند علفزاری بدون حصار، در معرض هجوم شیاطین و افکار متشتت قرار گرفته است.
جمعبندی و توضیح کامل تمریج
واژه «تمریج» مصدری عربی از ریشه «م ر ج» است که وارد زبان و ادبیات فارسی شده است. این کلمه در لغت به معنای روغنمالی کردن پوست و نیز رها کردن چهارپایان در چراگاه بدون چوپان است. با این حال، شهرت و کاربرد اصلی آن در متون عرفانی، اخلاقی و روایی تجلی یافته است؛ جایی که به وضعیت آشفتگی، تشتت افکار و هرزهچرانی دل اشاره دارد.
اهمیت این واژه اخلاقی بیشتر به حدیثی مشهور از پیامبر اسلام (ص) بازمیگردد که در آن زیادهگویی در کلام و تمریج (آشفتگی و غفلت) در دلها، به عنوان حجابهایی معرفی شدهاند که انسان را از دیدن و شنیدن حقایق ملکوتی بازمیدارند. بنابراین، تمریج در ادبیات سلوک، تقابل آشکاری با تمرکز، حضور قلب و انضباط درونی دارد.