معنی
رغبت در زبان فارسی به معنای تمایل، خواست و انگیزه درونی برای دستیابی به یک هدف یا انجام یک کار است. این واژه نشاندهنده یک کشش مثبت قلبی به سوی یک شخص، شیء یا فعالیت مشخص است.
یعنی چه
وقتی میگوییم کسی به کاری رغبت دارد، یعنی با اشتیاق، رضایت خاطر و بدون اجبار به سمت آن حرکت میکند. این حالت روحی نقطه مقابل اکراه و اجبار است و به عنوان یک محرک قوی برای حرکت و تلاش شناخته میشود.
مترادف
این واژهها همگی نمایانگر کشش درونی و علاقه به یک موضوع هستند که در متون مختلف میتوانند جایگزین رغبت شوند.
متضاد
این کلمات نشاندهنده دوری جستن، ناخشنودی و عدم تمایل قلبی به یک امر هستند.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سه حرفی (ر-غ-ب) مشتق شدهاند و مفاهیمی چون شخص مایل، کالای پسندیده و تشویق کردن را میرسانند.
ریشه
این کلمه مصدری عربی است. ریشه اصلی آن در لغت به معنای «وسعت و فراخی» است که به ظرفیت و گنجایشِ میل و خواسته انسان اشاره دارد. در کاربرد قرآنی، اگر این ریشه با حرف جاره «فی» یا «الی» بیاید به معنای اشتیاق است و اگر با «عن» بیاید به معنای بیزاری و رویگردانی است.
جمله سازی
در جدول
در جدولهای متقاطع، در پاسخ به راهنمای «میل و اشتیاق» یا «تمایل»، واژه ۴ حرفی «رغبت» یک جواب دقیق و استاندارد است.
به انگلیسی
بسته به لحن و بافت متن، میتوان از معادلهای بالا در زبان انگلیسی استفاده کرد.
جمعبندی و توضیح کامل رغبت
واژه «رغبت» یکی از مفاهیم کلیدی در ادبیات، روانشناسی و اخلاق است که به کیفیت تمایل و کشش درونی انسان به سوی یک هدف یا عمل اشاره دارد. این کلمه که ریشه در زبان عربی دارد، در زبان فارسی به خوبی جا افتاده و نماینده ارادهای است که با شوق و رضایت خاطر همراه شده باشد؛ به همین دلیل رفتارهایی که از روی رغبت سر میزنند، پایدارتر و اثربخشتر از امور اجباری هستند.
نکته ظریف لغوی این واژه در ریشه آن نهفته است؛ جایی که مفهوم وسعت و ظرفیت وجودی مطرح میشود. این امر نشان میدهد که رغبت تنها یک میل ساده نیست، بلکه به میزان گنجایش و پذیرش قلبی انسان برای پذیرفتن یک باور یا انجام یک کار مرتبط است. در فرهنگ اسلامی و قرآنی نیز این واژه با ابزارهای دستوری مختلف، هم برای بیان اوج اشتیاق به پروردگار و هم برای نشان دادن بیزاری کامل از عقاید باطل به کار رفته است.
در مجموع، رغبت مظهر و نماد انگیزه پیشبرنده در زندگی انسان است. بدون وجود رغبت و تمایل باطنی، حرکت در مسیر پیشرفت، یادگیری علم و خلق آثار هنری غیرممکن خواهد بود. این کلمه به خوبی تفاوت میان وظیفه خشک و بیروح را با عملی که از سر عشق و علاقه انجام میشود، آشکار میسازد.