معنی
واژه سس دو معنی اصلی دارد: نخست مایع یا خمیر غلیظی که به عنوان چاشنی برای طعمدادن به انواع غذا و سالاد استفاده میشود؛ دوم نام یک گیاه انگلی و بدون سبزینه که به دور گیاهان دیگر میپیچد و از آنها تغذیه میکند.
یعنی چه
این کلمه در زبان روزمره به چاشنیهای معروفی مثل کچاپ و مایونز اشاره دارد، اما در لغتنامههای فارسی به نوعی گیاه طفیلی و ریسمانمانند (کشوت) نیز اطلاق میشود که نماد وابستگی است.
مترادف
برای معنای غذایی واژههای چاشنی و رب، و برای معنای گیاهی واژههای کشوث و آفتیمون مترادفهای آن هستند.
متضاد
برای این کلمه در هیچیک از معنای آن متضاد مستقیم و رسمی در لغتنامهها ثبت نشده است؛ هرچند در مفهوم غذایی گاهی به صورت غیررسمی در برابر غذای خشک قرار میگیرد.
هم خانواده
این کلمه در ساختار زبان فارسی دارای مشتقات یا همخانواده رسمی نیست؛ چرا که در معنی غذایی وامواژه و در معنی گیاهی اسم جامد است، اما ترکیبهایی مثل سسدار در زبان عامیانه کاربرد دارد.
ریشه
در معنای چاشنی غذا، این کلمه از واژه فرانسوی Sauce ریشه گرفته که خود از واژه لاتین Salsus به معنی نمکزده یا شور میآید. در معنای گیاهشناسی، سس یک واژه اصیل فارسی است که در گویشهای محلی قدیم نیز به کار میرفته است.
جمله سازی
در جدول
پاسخ مستقیم برای کلمه دو حرفی در جدول خودِ «سس» است. اگر منظور گیاه انگلی در جدول با حروف بیشتر باشد، «کشوث» یا «آفتیمون» پاسخهای جایگزین هستند.
به انگلیسی
بسته به کاربرد کلمه، در زبان انگلیسی برای چاشنی مایع از Sauce و برای گیاه پیچکی از واژه Dodder استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل سس
واژه «سس» در زبان فارسی نمایانگر دو مفهوم کاملاً متمایز است. از یک سو، این واژه به عنوان یک وامواژه فرنگی در فرهنگ غذایی جا افتاده و به مایع غلیظ و چاشنیداری اطلاق میشود که طعم و جذابیت غذا را دوچندان میکند و ریشه در کلمه لاتین به معنای شور و نمکزده دارد.
از سوی دیگر، سس یک کلمه اصیل فارسی در علم گیاهشناسی است که به نوعی گیاه طفیلی، بدون ریشه و برگ اشاره میکند. این گیاه با پیچیدن به دور میزبان خود شیره حیات آن را میمکد و در ادبیات عامه و فرهنگ نمادین، نشانی از زندگی انگلی، وابستگی مطلق و شومی به شمار میرود.