یعنی چه
تنعاب در لغت به معنی صدا و نوای کلاغ است. این واژه زمانی به کار میرود که کلاغ با کشیدن گردن خود بلند بانگ میزند. در فرهنگهای کهن، این صدا معمولاً نشانهای از شومی یا خبر ناخوشایند تلقی میشده است.
تلفظ
این واژه بر وزن «تَفْعال» تلفظ میشود و در زبان فارسی حرکات آن به صورت تِ (مکسور)، نْ (ساکن)، عا، ب است.
در جدول
در جدولهای متقاطع، پاسخ به راهنمای «آواز کلاغ» یا «بانگ زاغ» در قالب یک کلمهٔ ۵ حرفی، «تنعاب» است.
به انگلیسی
در زبان انگلیسی برای صدای بلند و خشن کلاغ یا زاغ از واژگان cawing یا croaking استفاده میشود.
به عربی
ریشه اصلی این کلمه عربی است و در خود این زبان، واژههای نعیب و نُعاب به عنوان معادلهای رایجتر کاربرد دارند.
به فارسی
معادلهای دقیق و روان فارسی این واژه شامل قارقار، صیحه، بانگ کلاغ و آواز زاغ میشوند که مفهوم صدای این پرنده را میرسانند.
در قرآن
واژه تنعاب یا مشتقات مستقیم آن در متن قرآن وجود ندارد؛ اما همخانوادههای آن مانند «النعاب» در برخی ادعیه و احادیث اسلامی (مانند عبارت یا رازق النّعاب فی عُشّه) به چشم میخورد.
جمعبندی و توضیح کامل تنعاب
واژه «تنعاب» یک مصدر و لغت وامگرفته از زبان عربی (از ریشه نعب) است که وارد فرهنگهای کهن و لغتنامههای قدیمی زبان فارسی مانند دهخدا شده است. این کلمه به طور دقیق به معنی قارقار کردن، بانگ زدن یا آواز بلند کلاغ و زاغ است و گاهی به حالت فیزیکی پرنده هنگام صدا تولید کردن (دراز کردن گردن) نیز اشاره دارد.
در ادبیات و فرهنگ عامه، تنعاب یا همان صدای کلاغ معمولاً نمادی از شومی، فال بد، جدایی یا رسیدن خبری ناخوشایند بوده است. این کلمه امروزه کاربرد روزمره چندانی ندارد و بیشتر در متون ادبی کهن، شعرها یا به عنوان طراح سوال در جدولهای کلمات متقاطع مورد استفاده قرار میگیرد.