معنی
کلمه فضل در لغت به معنی فزونی، زیادی و باقیمانده از هر چیز پسندیده است. در اصطلاح و عرف، این واژه به مفاهیمی چون دانش، علم، معرفت، کمال، نیکی، بخشش و لطفِ فراتر از عدل و استحقاق اشاره دارد.
یعنی چه
وقتی میگویند کسی دارای فضل است، یعنی از نظر علم، کمال و اخلاق بر دیگران برتری دارد. همچنین در ادبیات دینی، فضل به معنای رحمت، کرم و نعمتهای افزوده خداوند است که بدون استحقاق قبلی به بندگان عطا میشود.
مترادف
این کلمات در بافتهای مختلف لغوی، قرآنی و ادبی میتوانند به عنوان جایگزین یا معادل فضل به کار روند.
متضاد
در ریشهشناسی واژه، فضل دقیقاً در نقطه مقابل نقص و کمبود قرار میگیرد.
هم خانواده
این واژهها همگی از ریشه سه حرفی (ف-ض-ل) مشتق شدهاند؛ لازم به ذکر است که فضول در اصل به معنی زیادی در امور ناپسند یا زیادهگویی است.
ریشه
این واژه از زبان عربی وارد فارسی شده و معنای ریشهای آن «زیاده آمدن، برتری داشتن و افزون بودن» است.
جمله سازی
در جدول
پاسخ دقیق برای پرسشهایی با مفهوم برتری، بخشش یا دانش در جدول، کلمه ۳ حرفی «فضل» است.
به انگلیسی
بسته به بافت متن، معادلهای انگلیسی متفاوتی برای این واژه وجود دارد؛ در متون مذهبی بیشتر از Grace و Bounty استفاده میشود.
جمعبندی و توضیح کامل فضل
واژه «فضل» یکی از اصطلاحات عمیق و کلیدی در زبان فارسی، زبان عربی و فرهنگ اسلامی است که در ریشه لغوی خود به معنای افزونی، باقیمانده پسندیده و هر چیزی است که از حد نیاز و موازنه فراتر برود. این کلمه در دو قلمرو عمده کاربرد دارد؛ اول در حوزه اخلاق و انسانیت که به معنای علم، دانش، معرفت و برتریهای معنوی یک انسان (فاضل) به کار میرود و دوم در حوزه الهیات و قرآن که به معنای رحمت، بخشش، کرم و نعمتهای بیکران خداوند است؛ بخششی که از روی وظیفه یا استحقاق بنده نیست، بلکه صرفاً از روی لطف پروردگار عطا میشود.
در فرهنگ عامه و نشانهشناسی، فضل نماد مادی خاصی ندارد، اما به عنوان یک مفهوم نمادین برای ارزشهای والای انسانی، علمآموزی و رفتاری بالاتر از سطح عدل (ایثار و بخشندگی) شناخته میشود. تقابل دقیق این واژه با «نقص» نشان میدهد که فضل، پرکننده تمام کاستیهای روحی و مادی انسان است.