یعنی چه
فردپرستی یا شخصیتپرستی به معنای ارزشگذاری بیش از حد، لیدرپروری و طاعت مطلق و بیچونوچرا از یک انسان است، بهطوریکه فرد اصالت یافته و بر اصول، نهادها یا منافع جمعی مقدم شمرده میشود. در بافتی دیگر، این واژه نزدیک به خودپرستی، خودمحوری افراطی و ترجیح منافع شخصی بر دیگران نیز معنا میدهد.
تلفظ
این واژه از دو بخش «فَرد» (واژه عربی به سکون ر و د) و «پَرَستی» (حاصل مصدر از پرستیدن، با فتح پ و ر) تشکیل شده است.
در جدول
در جدولهای متقاطع کلماتی چون فردپرستی، شخصپرستی و کیش شخصیت به عنوان پاسخ این مفهوم قرار میگیرند.
به انگلیسی
در متون سیاسی و اجتماعی اغلب از واژه Personality cult برای توصیف این حالت استفاده میشود.
در قرآن
خود واژه ترکیبی «فردپرستی» در قرآن نیامده است، اما قرآن شدیداً با طاعت مطلق از غیرخدا مبارزه میکند؛ مانند آیه ۳۱ سوره توبه که میفرماید دانشمندان و راهبان خود را به جای خدا، ارباب قرار دادند. همچنین پیروی مطلق از هوای نفس نیز نوعی خودپرستی یا فردپرستی نکوهیده تلقی شده است.
نماد چیست
این مفهوم نماد مادی سنتی و ثابتی ندارد، اما در کاریکاتورها و مفاهیم سیاسی، تعظیم کردن در برابر تندیس یا پرتره بزرگ یک رهبر نماد کیش شخصیت است. در معنای روانشناختی (خودپرستی) نیز آینه نماد بازتاب مفرط خویشتن است.
جمعبندی و توضیح کامل فرد پرستی
فردپرستی پدیدهای اجتماعی، سیاسی و روانشناختی است که در آن یک شخص (چه خودِ فرد و چه یک رهبر و مقام خاص) بیش از حدِ منطقی بزرگ جلوه داده شده و مورد ستایش قرار میگیرد. در ساحت سیاسی و اجتماعی، این پدیده منجر به شکلگیری «کیش شخصیت» و مریدپروری میشود که جامعه را از نهادگرایی و قانونمداری دور کرده و به سمت خودکامگی سوق میدهد.
از سوی دیگر، در نگاه اخلاقی و لغوی، فردپرستی پیوند نزدیکی با خودخواهی، منیت و خودمحوری دارد؛ حالتی که در آن منافع شخصی فرد بر حقوق و منافع جمع مقدم شمرده میشود. این رذیله اخلاقی در ادیان الهی بهویژه اسلام، به عنوان جلوهای از شرک و خروج از مسیر حقپرستی تبیین و نفی شده است.